صفحه اینستاگرام اکونومی نیوز گزیده خبرهای اکونومی نیوز را در اینستاگرام دنبال کنید .
قیمت ارز،طلا،بیت کوین ، خبرهای تجاری و اقتصادی
اکونومی نیوز / سیاسی

از قدرت گرفتن چین تا استبداد نئولیبرالیسم؛ جهان بعد از کرونا چگونه خواهد بود؟

کد خبر 1489 1399-01-22 06:02
زمان تقریبی مطالعه 7دقیقه
هنری کسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا یکی از کسانی است که معتقد است جهان پسا کرونایی بیش از گذشته در قالب اندیشه‌های لیبرالیستی قرار گرفته و تحت سلطه سازمان های جهانی و بین المللی دنیا را هدایت خواهد کرد.
از قدرت گرفتن چین تا استبداد نئولیبرالیسم؛ جهان بعد از کرونا چگونه خواهد بود؟


آیا بعد از کرونا با جهان دیگری مواجه خواهیم بود؟ این پرسشی است که در این روزها بسیار پرسیده می‌شود. اندیشمندان با فزونی گرفتن بحران کرونا و به هم خوردن اقتصاد و جامعه در کشورهای غربی بارها این پرسش را مطرح کرده و پاسخ‌های گوناگونی به آن داده اند.
از تشدید ملی گرایی گرفته تا نابودی لیبرالیسم همه و همه در مصاحبه ها و یادداشت‌های اندیشمندان و فلاسفه معاصر مطرح شده و هر کدام یکی از این ها را نتیجه بحران کرونا می‌دانند.
به نظر می‌رسد که آراء زیر مهم‌ترین عقیده و حدس اندیشمندان درباره تغییرات جهان پس از بحران کرونا باشد:
الف. جهانی شدن
هنری کسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا یکی از کسانی است که معتقد است جهان پسا کرونایی بیش از گذشته در قالب اندیشه‌های لیبرالیستی قرار گرفته و تحت سلطه سازمان های جهانی  و بین المللی  دنیا را هدایت خواهد کرد. او معتقد است گرایشات ملی که امروزه فراوان دیده می‌شود بعد از دوران کرونا و با افزایش شعارهای لیبرالیستی آمریکا رو به فراموشی خواهد گذاشت.
ب. ملی گرایی افراطی
برخی مانند استفن والت، نظریه پرداز برجسته روابط بین الملل و استاد دانشگاه هاروارد معتقدند اتفاقا کرونا باعث شده افراد و دولتها بیشتر در لاک خود فرورفته و از گرایشات جهان گرایی آنها کاسته شود. والت معتقد است همه گیری باعث تقویت نقش دولت و ناسیونالیسم خواهد شد. دولت‌ها از هر نوعی که باشند، اقدام لازم و اضطراری را برای مدیریت بحران اتخاذ می‌کنند و احتمالا بعد از پایان بحران همچنان به خاطر منافع خود به انجام آن‌ها اصرار می ‌ورزند.
ج. شرق گرایی چینی
رابین نیلبت، رئیس اندیشکده چتم هاس از جمله افرادی است که معتقد است به علت واکنش مناسب چین به کرونا احتمالا قدرت آینده بشر در دستان چشم بادامی‌ها خواهد بود. او در این رابطه می‌گوید: "رشد قدرت اقتصادی و نظامی چین، از پیش این اراده و قاطعیت دوحزبی را در آمریکا ایجاد کرده تا آن کشور را از فناوری برتر و مالکیت فکری حاصل‌شده توسط آمریکا جدا کنند و متحدان را نیز به پیروی از این سیاست مجبور نمایند."

د. نئولیبرالیسم استبدادی
نوام چامسکی، فیلسوف بدبین آمریکایی از جمله افرادی است که معتقد است اتفاقا بعد از پایان کابوس کرونا این نئولیبرالیسم است که بار دیگر و این بار با شدت و قدرت بیشتر  و به صورت نظام حکومتی استبدادی بر دنیا حکم فرمایی خواهد کرد.
ه. نئولیبرالیسم شرقی
استفن والت، استاد دانشگاه هاروارد معتقد است که دولت‌های لیبرال شرقی اتفاقا در واکنش به کرونا بیش از سایرین موفق بوده و آسیب اقتصادی آنها نیز کمتر از غرب و چین بوده است. این استاد دانشگاه در این رابطه گفته است: " کووید 19 همچنین تغییر قدرت و نفوذ از غرب به شرق را تسریع خواهد کرد {چرا که} کره جنوبی و سنگاپور بهترین واکنش را نشان داده‌اند و چین نیز پس از اشتباهات اولیه خود به خوبی توانست در ادامه بحران را مدیریت کند."
ی. نابودی نئولیبرالیسم و حیات سوسیالیسم
در نقابل نظریات بالا، افرادی هم وجود دارند که معتقدند کرونا باعث نابودی سیستم نئولیبرالیسم و احیای سوسیالیسم حتی از نوع کمونیستی اش خواهد شد. در این گزارش ما سعی داریم به این دسته بیشتر بپردازیم. افرادی مانند اسلاوی ژیژک فیلسوف معاصر معتقدند که بحران کرونا را باید منشا حیات دوباره کمونیسم خواند. از نظر این متفکر، قدرت چین و ضعف آمریکا و غرب در مقابل کرونا به خوبی این نکته را اثبات کرد که دنیای تک حزبی نئولیبرالیسم در جهان رو به پایان است و به زودی مانند دوران جنگ سرد دو گرایش سوسیالیستی_ کمونیستی و لیبرالیستی بر جهان حکم فرما خواهند شد.
همچنین افرادی مانند شلمو آوینری (تحلیلگر اسرائیلی) معتقدند کرونا اولین پدیده ای است که الگوی نئولیبرالیسم را که تا کنون شکست ناپذیر بوده ضعیف و ذلیل نشان داده است. نئولیبرالیسم توسط مارگارت تاچر و رونالد ریگان بنیان نهاده شد. این مدل سعی داشت تا ضمن گسترش بازار آزاد، نقش دولت را تا حد ممکن محدود کند. آن‌ها با این ادعا که دولت مانع رشد خلاقیت‌های نیروهای بازار می‌شود، معتقد بودند که اختیارات آن باید تا جای ممکن محدود گردد.
از نظر آوینری مواجهه با کرونا، قدرت بیشتر دولت‌ها، گرایش به اقتصاد اشتراکی و به خصوص ایجاد محدودیت اجتماعی و اقتصادی جهت بقا را ایجاب می‌کند و این به خوبی نشان می‌دهد که الگوی نئولیبرالیسم قدرت کافی برای هدایت این دنیا را ندارد.
آیا بعد از بحران کرونا باید با نظام نئولیبرالیسم خداحافظی کرد؟
کمی توجه به رویکرد بالا به خوبی این نکته را به ذهن می‌رساند که در حقیقت، معتقدین به نابودی نئولیبرالیسم، این اتفاق را به دو صورت می‌بینند. افرادی معتقند الگوی نئولیبرالیسم نابود می‌شود و افرادی دیگر معتقدند نظام لیبرالیستی از بین خواهد رفت. بین الگو  و نظام تفاوت است. به نظر می‌رسد فکر نابودی نظام لیبرالیستی در اثر کرونا کمی خام باشد. برای فهم این نکته بد نیست کمی به تاریخ مراجعه کنیم.
قبل از جنگ جهانی دوم و قدرت گیری نازیسم در آلمان، فاشیسم در ایتالیا و به خصوص کمونیسم در روسیه افراد زیادی از پایان غرب و لیبرالیسم سخن گفتند. جنگ جهانی دوم، از بین رفتن زعامت انگلیس، دو قطبی شدن دنیا و به خصوص کشتار چند ده میلیون انسان این اندیشه را تقویت کرد. در این سالها، توجه  و رجوع به کتاب "انحطاط غرب" اشپنگلر زیاد شد، سوسیالیست‌های ضد غرب فزونی یافتند و تقریبا تمام مجامع روشنفکری اروپا از آغاز عصر سوسیالیسم کمونیستی سخن گفتند.
با این حال، با آغاز جنگ سرد و افزایش تنش سوسیالیسم و لیبرالیسم، غرب لیبرال آرام آرام خود را از نابودی نجات داد. علت چه بود؟ برخی معتقدند صرفا شانس باعث شد در نبرد شرق و غرب، شوروی و آمریکا و سوسیالیسم و لیبرالیسم این غرب آمریکا و لیبرالیسم باشد که پیروز می‌شود. برخی دیگر اما چنین گمان نمی‌کردند. حتی پیش از اوج گیری جنگ سرد هم برخی فلاسفه و اندیشمندان معتقد بودند نظام لیبرالیسم به این راحتی‌ها نابود نمی‌شود. در راس این گروه، برخی متفکران مکتب فرانکفورت قرار داشتند؛ به جز اینها، اندیشمندان چپی نیز وجود داشتند که در اوج جنگ جهانی عاشق استالین و کمونیسم بودند اما بعد از افشاگری خروشچف در مورد جنایات استالین به نوعی بدبینی سیاسی روی آوردند.
در این میان برخی از متفکران این حوزه باز بودن سیستم سیاسی لیبرالیستی را علت بقای این نظام دانستند. غرب لیبرال قادر بود تا حدی ضد خود را درون خود جای دهد. حتی زمانی هم که این ضد خطرناک بود؛ آن را مانند واکسن ضعیف کرده و در خود جای می‌داد. به این ترتیب از تقابل با دشمن و ضدش خودداری  کرده و به حیات خود ادامه می‌داد. قدرت گیری حزب کارگر در اوج جنگ مانع از این شد که کمونیست‌ها در انگلیس شورش کنند. افزایش شرکت‌های بیمه، حقوق کارگران و شکل گیری سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری زیاد در زمان برخی روسای جمهور آمریکا من جمله روز ولت مانع از این شد که شورشی عظیم علیه تبعیض سرمایه داری در خاک ایالات متحده به وقوع بپیوندد.
غرب با دادن فرصت به برخی چپ های ضعیف و اعتدال گرا، دادن سرمایه به مخالفان کمونیسم، توجه حداقلی به اقلیت‌ها و به خصوص افزایش حقوق کارگران توانست ضد خود یعنی سوسیالیسم را به صورت بسیار ضعیف در دل خودش جای داده و با این کار توانست از خطر نابودی رها شود. بسیاری از محققان در این میان، افزایش آزادی بیان، کاهش سانسور و به خصوص آزادی اجتماعی را امتیاز غرب لیبرال بر شرق سوسیالیست می‌دانستند. تقریبا هر مورخی امروزه قبول دارد که وضعیت سانسور، فعالیت حزبی و سیاسی و به خصوص آزادی اجتماعی در شوروی، چین و کوبا افتضاح بود.

آنچه واضح است این است که بحران کرونا برخی شرایط را در دنیا و به خصوص آمریکا تغییر می‌دهد. ممکن است ترامپ دیگر رئیس جمهور نباشد؛ ممکن است سازمان ملل بیش از حد ضعیف شود؛ احتمال دارد چین کمونیست برای چند سال قدرت بیشتری بگیرد؛ شاید حزب کارگر در انگلیس بار دیگر به قدرت بازگردد و... . همه این تغییرات محتمل است اما بعید است بحران کرونا باعث نابودی نظام لیبرالیسم شود. این فکر نوعی خوش خیالی است.

کلمات کلیدی »



مطالب دیگر از اکونومی نیوز / سیاسی