خلاصه: جفری ساکس، اقتصاددان برجسته آمریکایی، در اظهارات اخیر خود بنیامین نتانیاهو را عامل اصلی خطر جنگ با ایران معرفی کرده و هشدار داده که این درگیری میتواند به یک فاجعه جهانی تبدیل شود. او معتقد است که جنگ علیه ایران به برنامه هستهای مربوط نیست، بلکه هدف آن کنترل نفت و تغییر رژیم است. ساکس با اشاره به پیامدهای ویرانگر جنگ برای اقتصاد جهانی و امنیت منطقه، از قدرتهای جهانی خواسته برای توقف این درگیری وارد عمل شوند. او همچنین بر اهمیت راهحلهای دیپلماتیک و الگوهایی مانند همکاری ایران و عمان تأکید میکند.
جفری ساکس، اقتصاددان برجسته آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا، در اظهاراتی جنجالی که بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشته است، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی را عامل اصلی خطر جنگ با ایران معرفی کرده و هشدار داده که جهان با تهدیدی جدی از سوی او مواجه است. ساکس که سابقه تدریس در دانشگاه هاروارد و مشاوره به سازمان ملل متحد را در کارنامه دارد، در سخنرانیها و مصاحبههای متعدد خود طی ماههای اخیر، نتانیاهو را به تلاش مستمر و وسواسگونه برای کشاندن آمریکا به یک جنگ تمامعیار با ایران متهم کرده است. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که تنشهای منطقهای بر سر برنامه هستهای ایران و حضور نیروهای نیابتی در خاورمیانه به اوج خود رسیده است. تحلیلگران معتقدند دیدگاههای ساکس، هرچند جنجالی، بازتابدهنده نگرانیهای فزاینده در محافل آکادمیک و سیاسی نسبت به پیامدهای یک درگیری گسترده در منطقه است. ساکس به صراحت اعلام کرده که اهداف اعلامی جنگ علیه ایران دستیافتنی نیست و ادامه آن میتواند پیامدهای ویرانگری برای اقتصاد آمریکا، اقتصاد جهانی و ثبات منطقه به همراه داشته باشد.
جفری ساکس در تحلیلهای خود ریشههای تاریخی این وسواس را به دهه ۱۹۹۰ بازمیگرداند. به گفته او، نتانیاهو از اوایل دهه ۱۹۹۰ به این نظریه رسیده بود که ایران تنها چند هفته یا چند ماه با دستیابی به سلاح هستهای فاصله دارد. این ادعا بیش از سه دهه است که تکرار میشود، بدون آنکه هرگز تحقق پیدا کند. ساکس تأکید میکند که نتانیاهو در طول این مدت به طور مکرر ایران را به عنوان یک تهدید وجودی معرفی کرده و ادعا کرده که این کشور تنها چند سال با دستیابی به سلاح هستهای فاصله دارد. به گفته این اقتصاددان، نتانیاهو حتی زمانی که رئیسجمهور آمریکا از حزب دموکرات بوده، تلاشهای خود را برای متقاعد کردن واشنگتن به اقدام نظامی متوقف نکرده است. ساکس این رفتار را نشانهای از یک استراتژی بلندمدت و برنامهریزیشده میداند که هدف آن تبدیل ایران به هدف نهایی پروژه تغییر رژیم در خاورمیانه است. او در مصاحبهای با تاکر کارلسون در آوریل ۲۰۲۶ این موضوع را با جزئیات بیشتری شرح داد و گفت که نتانیاهو رویای چهلسالهای را دنبال میکند که ریشه در ایدئولوژی صهیونیستی و تلاش برای تثبیت هژمونی اسرائیل در منطقه دارد.
ساکس در ادامه تحلیل خود به نقش ایالات متحده در این ماجرا اشاره میکند و میگوید که واشنگتن به دلیل فشارهای سیاسی و لابیهای قدرتمند، عملاً به ابزاری در دست نتانیاهو تبدیل شده است. او هشدار میدهد که اگر آمریکا به این مسیر ادامه دهد، نه تنها منافع ملی خود را به خطر انداخته، بلکه جهان را به سمت یک فاجعه انسانی و اقتصادی سوق میدهد. به اعتقاد ساکس، نتانیاهو از هر فرصتی برای تشدید تنشها استفاده میکند و در دیدار با رئیسجمهور آمریکا در اوایل سال ۲۰۲۶، به صراحت ایران را تهدید کرد که هدف بعدی خواهد بود. این اقتصاددان برجسته، چنین رویکردی را نه تنها غیراخلاقی، بلکه غیرعقلانی توصیف میکند و میگوید هیچ توجیه حقوقی یا انسانی برای یک جنگ پیشگیرانه علیه ایران وجود ندارد.
یکی از محورهای اصلی تحلیلهای جفری ساکس، رد ادعای ارتباط جنگ با برنامه هستهای ایران است. او با صراحت اعلام کرده که جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختهاند، به مسئله هستهای مربوط نمیشود و هدف واقعی آن کنترل نفت ایران و تسلط بر ثروت خلیج فارس است. ساکس استدلال میکند که ایران با آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان به توافقی دست یافت که تحت نظارت کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داشت، اما نتانیاهو با این توافق مخالف بود، زیرا نمیخواست ایران بدون سلاح هستهای وارد روند عادیسازی و روابط باثبات با جهان شود.
ساکس در ادامه با انتقاد از نقش نتانیاهو، اظهار میکند که هدف اصلی او کشاندن آمریکا به جنگهای مداوم در منطقه است. او میگوید نتانیاهو تلاش دارد ایالات متحده را وارد جنگهای بیپایان به نفع اسرائیل کند و در این مسیر، رؤسایجمهور آمریکا را فریب داده است. به گفته ساکس، ترامپ نیز در این روند فریب خورده و وارد جنگی شده که دیگر رؤسایجمهور آمریکا از آن اجتناب کرده بودند. او همچنین به شیوه تصمیمگیری در دولت آمریکا انتقاد میکند و میگوید تصمیمگیریها بر اساس تحلیلهای کارشناسی نیست، بلکه بر مبنای حدس و گمان و بدون توجه به فرآیندهای حکمرانی انجام میشود.
جفری ساکس در اظهارات خود تنها به تحلیل علل نمیپردازد، بلکه هشدارهای صریحی درباره پیامدهای یک جنگ با ایران ارائه میدهد. او این درگیری را یک فاجعه جهانی توصیف میکند که هیچ کشوری از آن پیروز بیرون نخواهد آمد. به گفته ساکس، اسرائیل، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس همگی متحمل خسارات سنگینی خواهند شد و اقتصاد جهانی نیز با خطر رکود شدید مواجه میشود. او به طور خاص به اهمیت تنگه هرمز اشاره میکند که بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند قیمت انرژی را به سطوح بیسابقهای برساند.
ساکس در مصاحبه با تاکر کارلسون هشدار داده که اگر مسیر تشدید تنش ادامه یابد، تنها چند هفته طول میکشد تا بخش زیادی از زیرساختهای منطقه در ایران، خلیج فارس و اسرائیل نابود شود. او تأکید میکند که نتیجه این جنگ نه صلح و بازیابی آسان، بلکه یک فاجعه جهانی خواهد بود که در چند هفته کوتاه بر جهان تحمیل میشود. این اقتصاددان برجسته همچنین به هزینههای انسانی و مالی این تصمیمات نادرست اشاره کرده و گفته که نتیجه این سیاست، دهها میلیارد دلار خسارت مستقیم ناشی از بمبارانها و کشته شدن هزاران نفر بوده است.
ساکس در تحلیل خود از پیامدهای اقتصادی جنگ، به بسته شدن تنگه هرمز اشاره میکند و میگوید تا زمانی که این تنگه بسته باشد، یک بحران اقتصادی جهانی در حال شکلگیری است. او توضیح میدهد که از این آبراه نه تنها نفت و گاز، بلکه کود، پتروشیمی و کالاهایی مانند آلومینیوم عبور میکند و بسته شدن آن میتواند زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کند. به باور ساکس، این وضعیت جهان را در خطرناکترین مقطع تاریخی از سال ۱۹۴۵ تاکنون قرار داده است.
در حالی که جفری ساکس درباره خطرات جنگ و پیامدهای ویرانگر آن هشدار میدهد، روابط ایران و عمان به عنوان نمونهای موفق از همکاری منطقهای و دیپلماسی اقتصادی مطرح میشود. این دو کشور با تکیه بر روابط سیاسی پایدار و نزدیکی جغرافیایی، در سالهای اخیر حجم مبادلات تجاری خود را به طور چشمگیری افزایش دادهاند. در مقابل رویکرد تقابلی که نتانیاهو دنبال میکند، الگوی همکاری ایران و عمان نشان میدهد که گفتوگو و تعامل اقتصادی میتواند به ثبات و رفاه منطقه کمک کند. ساکس نیز در تحلیلهای خود بر اهمیت راهحلهای دیپلماتیک و پرهیز از جنگ تأکید میکند و معتقد است که راهحل بحران بسیار ساده است و آمریکا باید منطقه را ترک کند.
جفری ساکس در مصاحبههای خود بر نقش قدرتهای جهانی در توقف جنگ تأکید کرده و گفته که تنها ولادیمیر پوتین، نارندرا مودی و شی جینپینگ میتوانند جنگ ترامپ و نتانیاهو علیه ایران را متوقف کنند. او از رهبران این کشورها خواسته است که برای پایان دادن به این درگیری وارد عمل شوند و هشدار داده که ادامه این مسیر میتواند به یک جنگ جهانی سوم منجر شود. ساکس همچنین از دولتهای سراسر جهان خواسته تا با هم متحد شوند و از ایالات متحده و اسرائیل بخواهند این تخریب را متوقف کنند.
او در تحلیل نهایی خود تأکید میکند که نتانیاهو کاملاً غیرقابل اعتماد و فاقد صداقت است و مشکل اصلی اسرائیل با ایران به مساله فلسطین بازمیگردد. به باور ساکس، اسرائیل باید به مرزهای ۴ ژوئن ۱۹۶۷ بازگردد و از غزه، کرانه باختری، قدس شرقی، لبنان و سوریه خارج شود تا امکان برقراری صلح فراهم شود. او ایالات متحده را اصلیترین مانع تحقق راهحل دوکشوری معرفی میکند و معتقد است که بدون تغییر رویکرد واشنگتن، صلح پایدار در منطقه دستنیافتنی خواهد بود.
جفری ساکس، اقتصاددان برجسته آمریکایی، در تحلیلهای خود تصویری هشداردهنده از پیامدهای جنگ با ایران ارائه میدهد. او نتانیاهو را عامل اصلی این تنشها معرفی میکند و معتقد است که جنگ اخیر نه به دلیل برنامه هستهای ایران، بلکه برای کنترل نفت و تغییر رژیم در ایران آغاز شده است. ساکس با تأکید بر پیامدهای فاجعهبار جنگ برای اقتصاد جهانی و امنیت منطقه، از قدرتهای جهانی میخواهد که برای توقف این درگیری وارد عمل شوند. در مقابل رویکرد تقابلی، الگوی همکاری ایران و عمان نشاندهنده مسیر جایگزینی است که میتواند به ثبات و رفاه منطقه کمک کند. به باور ساکس، تصمیمگیریهای سیاسی نباید سرنوشت جهان را تعیین کند و راهحل بحران، بازگشت به دیپلماسی و پرهیز از جنگ است.