از عادی‌سازی تا اتحاد دفاعی، پیمان ابراهیم یا پیمان مکه، و انتخاب دو مسیر متفاوت

پیمان ابراهیم و پیمان مکه دو چارچوب امنیتی متمایز در خاورمیانه هستند که رویکردهای متفاوتی به نظم منطقه‌ای دارند. پیمان ابراهیم با میانجی‌گری آمریکا و محوریت اسرائیل، عادی‌سازی روابط دیپلماتیک میان اسرائیل و کشورهای عربی و اسلامی مانند امارات، بحرین، مراکش، سودان و قزاقستان را دنبال می‌کند و بر همکاری‌های اقتصادی و ادغام منطقه‌ای متمرکز است. در مقابل، پیمان مکه یک توافق دفاعی سه‌جانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان است که در اوت ۲۰۲۶ امضا شد و بندی مشابه ماده ۵ ناتو دارد. این پیمان بر دفاع مشترک و همگرایی کشورهای اسلامی بدون حضور اسرائیل تأکید می‌کند و نشان‌دهنده تلاش برای استقلال امنیتی از قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. تفاوت‌های بنیادین در ترکیب اعضا، ماهیت تعهدات و اهداف راهبردی، این دو پیمان را به دو قطب متضاد در معماری امنیتی خاورمیانه تبدیل کرده است.

پیمان ابراهیم و پیمان مکه: دو مسیر متفاوت برای امنیت خاورمیانه

در قلب تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه، دو چارچوب امنیتی-سیاسی متمایز شکل گرفته‌اند که هر یک نماینده رویکردی متفاوت به نظم منطقه‌ای هستند: پیمان ابراهیم که با میانجی‌گری آمریکا و محوریت اسرائیل بنا نهاده شده، و پیمان مکه که با ابتکار عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان و بدون حضور اسرائیل شکل گرفته است. این دو پیمان نه تنها از نظر ترکیب اعضا، بلکه از نظر ماهیت، اهداف و راهبردهای امنیتی نیز تفاوت‌های بنیادینی دارند. پیمان ابراهیم به عنوان مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌های عادی‌سازی روابط دیپلماتیک میان اسرائیل و چند کشور عربی و اسلامی شناخته می‌شود که در سال ۲۰۲۰ با میانجی‌گری دولت ترامپ امضا شد. در مقابل، پیمان مکه یک توافق دفاعی-نظامی سه‌جانبه است که در اوت ۲۰۲۶ میان عربستان، ترکیه و پاکستان منعقد شد و بندی مشابه ماده ۵ ناتو دارد.


این دو پیمان در واقع دو رویکرد متضاد به امنیت منطقه‌ای را نمایندگی می‌کنند: یکی مبتنی بر ادغام اسرائیل در نظم منطقه‌ای و اتکا به قدرت آمریکا، و دیگری مبتنی بر همگرایی کشورهای بزرگ اسلامی و جستجوی استقلال امنیتی از قدرت‌های فرامنطقه‌ای. تحلیلگران معتقدند که پیمان مکه مسیری کاملاً متفاوت با پروژه توافق‌های ابراهیم در خاورمیانه را نشان می‌دهد و می‌تواند به عنوان هسته مرکزی یک ائتلاف اسلامی در نظر گرفته شود.


کشورهای عضو پیمان ابراهیم: از امارات تا قزاقستان

پیمان ابراهیم که در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰ در کاخ سفید امضا شد، در ابتدا روابط دیپلماتیک میان اسرائیل و دو کشور عربی خلیج فارس یعنی امارات متحده عربی و بحرین را عادی‌سازی کرد. این توافق‌نامه‌ها که به عنوان بخشی از راهبرد واشنگتن برای شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای با محوریت اسرائیل طراحی شده بودند، به تدریج گسترش یافتند و کشورهای دیگری نیز به آن پیوستند.


امارات متحده عربی به عنوان نخستین کشور عربی خلیج فارس که اسرائیل را به رسمیت شناخت، نقشی پیشرو در این پیمان ایفا کرد. این کشور از زمان امضای توافق، روابط اقتصادی، تجاری و امنیتی گسترده‌ای با اسرائیل برقرار کرده است. بحرین نیز به عنوان دومین کشور عربی خلیج فارس، در همان تاریخ به این پیمان پیوست و روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل عادی‌سازی کرد.


مراکش سومین کشور عربی بود که در ادامه روند عادی‌سازی روابط، به پیمان ابراهیم ملحق شد. این کشور در سال ۲۰۲۰ و در جریان تحولات مرتبط با عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل، تصمیم به پیوستن به این چارچوب گرفت. سودان نیز در سال ۲۰۲۱ به جمع اعضای پیمان ابراهیم اضافه شد، اگرچه روند عادی‌سازی کامل روابط این کشور با اسرائیل با کندی پیش رفته است.


قزاقستان جدیدترین عضو پیمان ابراهیم است که در نوامبر ۲۰۲۵ رسماً اعلام کرد به این توافق‌نامه خواهد پیوست. این کشور به عنوان نخستین عضو آسیای مرکزی این پیمان، گامی مهم در جهت‌گیری سیاست خارجی خود برداشته است. قزاقستان اعلام کرده که پیوستن به پیمان ابراهیم با سیاست خارجی چندوجهی این کشور سازگار است و بر حمایت آن از راه‌حل دو دولتی و قطعنامه‌های بین‌المللی مرتبط تأثیری نخواهد داشت. پیوستن قزاقستان می‌تواند به پیمان ابراهیم بُعد جدیدی ببخشد و اسرائیل و شرکای عرب آن را با یک کشور مسلمان‌نشین مهم در آسیای مرکزی پیوند دهد.


علاوه بر این، دولت آمریکا در حال تلاش برای گسترش دامنه جغرافیایی پیمان ابراهیم به کشورهای دیگر است. بر اساس گزارش وزارت امور خارجه آمریکا، واشنگتن قصد دارد مکانیزم‌های مشورتی با آذربایجان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان توسعه دهد. در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز دولت آمریکا به تعامل دیپلماتیک با کشورهایی که اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند، به ویژه عربستان سعودی، ادامه خواهد داد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اردیبهشت ۱۴۰۵ از شش کشور مسلمان‌نشین شامل عربستان سعودی، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر و اردن خواست تا به پیمان ابراهیم بپیوندند و این اقدام را با توافق صلح با ایران گره زد.


دلایل گسترش و چالش‌های پیمان ابراهیم

پیمان ابراهیم از زمان امضا تاکنون با چالش‌ها و فرصت‌های متعددی مواجه بوده است. حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه که متعاقب آن رخ داد، روند گسترش این پیمان را به طور قابل توجهی کند کرد. پیش از این حمله، momentum برای پیوستن عربستان سعودی و دیگر کشورهای مسلمان به پیمان ابراهیم در حال افزایش بود، اما جنگ غزه، لبنان و ایران این روند را متوقف کرد.


با این حال، در سپتامبر ۲۰۲۶، اولین نشست رسمی کشورهای عضو پیمان ابراهیم از زمان حمله ۷ اکتبر در نیویورک برگزار شد. این نشست با حضور مقامات ارشد اسرائیل، آمریکا، امارات، بحرین، مراکش و قزاقستان، نشان‌دهنده تلاش مجدد برای احیای این چارچوب و حرکت به سمت مرحله بعدی آن بود. در این نشست، تمرکز بر تبدیل روابط دیپلماتیک به همکاری‌های عملی و شناسایی فرصت‌های ملموس برای همکاری مشترک میان کشورها بود.


حوزه‌های بالقوه همکاری در پیمان ابراهیم شامل فناوری، تجارت و سرمایه‌گذاری، انرژی، امنیت آب و غذا، و همکاری‌های راهبردی و امنیتی است. همچنین طرح‌های اقتصادی مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) و مسیر ترانس‌کاسپین به عنوان ابزارهایی برای تقویت یکپارچگی اقتصادی منطقه‌ای و نشان دادن مزایای عادی‌سازی روابط در نظر گرفته می‌شوند.


با این وجود، پیمان ابراهیم با مقاومت‌هایی نیز روبرو است. عربستان سعودی به طور مکرر تأکید کرده که عادی‌سازی روابط با اسرائیل مشروط به ایجاد کشور مستقل فلسطینی است و تا تحقق این شرط، ریاض به پیمان ابراهیم نخواهد پیوست. پاکستان نیز علناً پیشنهاد پیوستن به این پیمان را رد کرده است.


کشورهای عضو پیمان مکه: اتحاد سه‌جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان

پیمان مکه که در ۷ اوت ۲۰۲۶ (۱۶ مرداد ۱۴۰۵) در شهر مکه امضا شد، یک توافق دفاعی سه‌جانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان است. این پیمان که به طور رسمی «توافقنامه دفاع مشترک مکه» نامیده می‌شود، توسط محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان امضا شد.


مفاد کلیدی این پیمان بر اساس بندی مشابه ماده ۵ ناتو بنا شده است: حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور عضو، حمله به همه آن‌ها تلقی می‌شود. هدف اعلام شده این پیمان، تقویت همکاری‌های دفاعی و بازدارندگی جمعی در مواجهه با هرگونه تجاوز است.


عربستان سعودی به عنوان میزبان و محور اصلی این پیمان، از سال ۲۰۲۵ با پاکستان یک توافق دفاعی دوجانبه با ماهیت اتحاد نظامی امضا کرده بود و از آن زمان به دنبال گسترش این ترتیبات به یک چارچوب امنیت جمعی گسترده‌تر بود. برای ریاض، این پیمان هم ابزاری برای افزایش بازدارندگی در برابر تهدیدات منطقه‌ای و هم وسیله‌ای برای تأکید مجدد بر رهبری منطقه‌ای و جلوگیری از وابستگی بیش از حد به یک قدرت خارجی واحد است.


ترکیه به عنوان دومین قدرت نظامی بزرگ ناتو و دارای صنعت دفاعی پیشرفته، انگیزه‌های پیچیده‌تری برای پیوستن به این پیمان دارد. آنکارا با گسترش تعهد دفاعی جمعی به خلیج فارس و جنوب آسیا، می‌تواند عمق راهبردی و بازارهای صادرات تسلیحات خود را گسترش دهد. ترکیه در حوزه‌هایی مانند پهپاد، کشتی‌های جنگی و مهمات دارای مزیت رقابتی است و پیمان مکه درهای دسترسی به منابع مالی عربستان و نیازهای فناورانه پاکستان را به روی آن می‌گشاید. علاوه بر این، ترکیه با عضویت در ناتو و همزمان پیوستن به پیمان مکه، موقعیت خود را به عنوان پلی میان غرب و جهان اسلام تقویت می‌کند.


پاکستان به عنوان تنها کشور دارای سلاح هسته‌ای در جهان اسلام، نقشی کلیدی در این اتحاد ایفا می‌کند. اسلام‌آباد مدت‌هاست که به عربستان سعودی آموزش نظامی و پشتیبانی فنی ارائه می‌دهد. پیوستن به این چارچوب سه‌جانبه، به پاکستان امکان می‌دهد تا از حمایت اقتصادی و سرمایه‌گذاری عربستان بهره‌مند شود، در مواجهه با هند از پشتوانه امنیتی گسترده‌تری برخوردار باشد و از استانداردهای ناتو برای ارتقای توانمندی‌های صنعتی و رزمی خود استفاده کند.


در سپتامبر ۲۰۲۶، رؤسای ستاد نیروهای مسلح سه کشور در ریاض نشستی برگزار کردند و بر تعهد مشترک خود برای دفاع از امنیت، حاکمیت و تمامیت ارضی عربستان تأکید کردند. در این نشست، راه‌های تقویت همکاری‌های اطلاعاتی و نظامی، هماهنگی میان نیروهای مسلح و یکپارچه‌سازی توانمندی‌های دفاعی سه کشور مورد بحث قرار گرفت. همچنین، دبیرکل این پیمان نیز منصوب شد و ساختار سازمانی آن در حال شکل‌گیری است.


چشم‌انداز توسعه پیمان مکه و پیوستن ایران

پیمان مکه از همان ابتدا به عنوان یک چارچوب باز و قابل گسترش معرفی شده است. مقامات ترکیه اعلام کرده‌اند که این توافق می‌تواند به یک پیمان گسترده‌تر «برای جهان اسلام» تبدیل شود و حتی احتمال پیوستن ایران به آن وجود دارد. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، این تعهد را از نظر فنی همانند ماده ۵ ناتو توصیف کرده است.


رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، به صراحت تأکید کرده که پیمان مکه علیه ایران، اسرائیل یا هیچ کشور ثالث دیگری نیست و بر اساس حق دفاع از خود که در ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد تصریح شده، استوار است. مقامات ترکیه همچنین اعلام کرده‌اند که این پیمان می‌تواند به سایر کشورهای منطقه و جهان اسلام گسترش یابد.


ایران نیز واکنش نسبتاً ملایمی به پیمان مکه نشان داده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرده که تهران هیچ دلیلی برای نگرانی از اینکه این توافق دفاعی ایران را هدف قرار دهد، ندارد و ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی همسایگان ایران هستند و پیوندهای عمیق مذهبی، تاریخی و تمدنی با آن دارند. برخی تحلیلگران معتقدند که در آینده، پس از پایان تنش‌های منطقه‌ای، حتی ایران نیز ممکن است به این پیمان بپیوندد.


با این حال، پیمان مکه با چالش‌های عملی نیز مواجه شده است. اندکی پس از امضای این توافق، حوثی‌های یمن حملات موشکی و پهپادی به شهرهای جنوبی عربستان و زیرساخت‌های حیاتی انرژی این کشور انجام دادند. عدم واکنش نظامی فوری از سوی ترکیه و پاکستان و اظهارات متناقض مقامات این دو کشور درباره عملیاتی بودن پیمان، پرسش‌هایی درباره اثربخشی عملی و اعتبار آن ایجاد کرده است. منتقدان معتقدند که پیمان مکه بیشتر نمادین است تا ماهوی و نمی‌تواند به عنوان یک «ناتوی اسلامی» واقعی عمل کند.


مقایسه پیمان ابراهیم و پیمان مکه

مقایسه این دو پیمان نشان‌دهنده دو رویکرد بنیادین متفاوت به امنیت و نظم منطقه‌ای است. در حالی که پیمان ابراهیم بر عادی‌سازی روابط با اسرائیل و همکاری‌های اقتصادی متمرکز است، پیمان مکه به دنبال ایجاد یک اتحاد دفاعی میان قدرت‌های بزرگ اسلامی بدون حضور اسرائیل است. پیمان ابراهیم محصول ابتکار آمریکا و با محوریت واشنگتن و تل‌آویو شکل گرفته، در حالی که پیمان مکه نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد یک قطب امنیتی مستقل از آمریکا در جهان اسلام است.


یکی از تفاوت‌های اساسی، ماهیت حقوقی و تعهدات این دو پیمان است. پیمان ابراهیم عمدتاً مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌های دوجانبه برای عادی‌سازی روابط دیپلماتیک و همکاری‌های اقتصادی است، در حالی که پیمان مکه یک توافق امنیتی-نظامی چندجانبه با بند دفاع مشترک الزام‌آور است. پیمان ابراهیم به دنبال ادغام اسرائیل در نظم منطقه‌ای است، در حالی که پیمان مکه با تأکید بر همکاری کشورهای اسلامی، رویکردی متفاوت به امنیت منطقه‌ای ارائه می‌دهد.


ترکیب اعضای این دو پیمان نیز تفاوت‌های مهمی را نشان می‌دهد. پیمان ابراهیم شامل اسرائیل، امارات، بحرین، مراکش، سودان و قزاقستان است، در حالی که پیمان مکه شامل عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان می‌شود. هیچ‌یک از اعضای پیمان مکه عضو پیمان ابراهیم نیستند و بالعکس. این تفکیک نشان‌دهنده شکاف عمیق در رویکردهای امنیتی و سیاسی کشورهای منطقه است.


از نظر تأثیر ژئوپلیتیک، پیمان ابراهیم تلاش می‌کند نظم منطقه‌ای را با محوریت آمریکا و اسرائیل شکل دهد و کشورهای عربی و اسلامی را در یک چارچوب همکاری با اسرائیل ادغام کند. در مقابل، پیمان مکه به دنبال ایجاد یک قطب امنیتی مستقل از آمریکا در جهان اسلام است و بر همگرایی کشورهای اسلامی و استقلال عمل بیشتر در برابر قدرت‌های خارجی تأکید دارد. یان برمر، تحلیلگر آمریکایی، معتقد است که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با تشکیل این پیمان دفاعی، عملاً به جنگ آمریکا و ایران و این برداشت که دیگر نمی‌توان برای تأمین امنیت منطقه به ایالات متحده تکیه کرد، پاسخ داده‌اند.


با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که این دو پیمان لزوماً در تضاد کامل با یکدیگر نیستند و می‌توانند در یک معماری امنیتی پیچیده‌تر همزیستی داشته باشند. عربستان سعودی به طور همزمان با آمریکا روابط خود را حفظ کرده و در چارچوب پیمان مکه نیز ایفای نقش می‌کند. این رویکرد چندجانبه‌گرا نشان‌دهنده تلاش ریاض برای تنوع بخشیدن به شرکای امنیتی خود و کاهش وابستگی به یک قدرت واحد است.


محورهای اصلی توجه افکار عمومی و تحلیلگران به تحولات مرتبط با این دو پیمان از جمله مهم‌ترین موضوعات مورد توجه، روند عادی‌سازی روابط با اسرائیل و پیامدهای آن برای کشورهای عربی و اسلامی، گسترش پیمان ابراهیم به کشورهای جدید به ویژه عربستان سعودی، و شکل‌گیری اتحادهای جدید امنیتی در قالب پیمان مکه است. همچنین، مفهوم «ناتوی اسلامی» به عنوان توصیفی از پیمان مکه توجه قابل توجهی را به خود جلب کرده است. مسئله پیوستن ایران به پیمان مکه نیز از موضوعات مورد توجه در ماه‌های اخیر بوده است.


تحلیل روندهای شبکه های اجتماعی نشان می‌دهد که عبارت «پیمان ابراهیم» در پی اظهارات دونالد ترامپ درباره لزوم پیوستن کشورهای مسلمان به آن و گره زدن این موضوع به توافق با ایران، با افزایش ۴۰ درصدی جستجو در گوگل مواجه شده است. این افزایش توجه نشان‌دهنده اهمیت بالای این موضوع در افکار عمومی منطقه و جهان است.


نتیجه‌گیری: دو مسیر متفاوت برای آینده امنیت منطقه

در نهایت، پیمان ابراهیم و پیمان مکه نماینده دو رویکرد متفاوت به امنیت و نظم منطقه‌ای در خاورمیانه هستند. پیمان ابراهیم که با میانجی‌گری آمریکا و با محوریت اسرائیل شکل گرفته، بر عادی‌سازی روابط دیپلماتیک، همکاری‌های اقتصادی و ادغام منطقه‌ای تأکید دارد. در مقابل، پیمان مکه که با ابتکار عربستان، ترکیه و پاکستان و بدون حضور اسرائیل بنا نهاده شده، بر دفاع مشترک، همگرایی کشورهای اسلامی و استقلال امنیتی از قدرت‌های فرامنطقه‌ای متمرکز است.


آینده این دو پیمان به تحولات ژئوپلیتیک منطقه، به ویژه روند صلح خاورمیانه، روابط ایران و آمریکا، و تحولات داخلی کشورهای کلیدی مانند عربستان سعودی بستگی دارد. آنچه مسلم است، اینکه خاورمیانه در حال ورود به دوران جدیدی از معماری امنیتی است که در آن اتحادهای سنتی و وابستگی به قدرت‌های خارجی جای خود را به ترتیبات جدید و چندقطبی می‌دهند. در این میان، پیمان ابراهیم و پیمان مکه دو ستون اصلی این معماری نوظهور را تشکیل می‌دهند که هر یک به نوبه خود بر شکل‌گیری آینده امنیت و ثبات در منطقه تأثیر خواهند گذاشت.