1404\12\29 22:16:04
نوروزِ وداع در مشهد- جایِ خالیِ حضور رهبر در شهر امام رضا(ع)
مشهد - نوروز امسال، نوروز «وداع» با رهبری خواهد بود که یادش، در خاطرات نسلی تازه، حک خواهد شد؛ نوروزی که با عطر اشک، در دفتر خاطرات این سرزمین، ثبت خواهد شد.
خبرگزاری مهر، گروه استانها- مرجانه حسین زاده: سال نو از راه میرسد، اما امسال طنین همیشگی آغاز بهار، با سکوتی ناگوار در هم آمیخته است.
رسم دیرینهای بود که با نزدیک شدنِ عید، مردمِ ایران، نه تنها در انتظارِ تحویلِ سال، که مشتاقِ دیدارِ چهرهای آشنا بر قابِ تلویزیون بودند. چهرهای که هر سال، با نوید حضوری آرامشبخش و نگاهی پرامید، بر صفحه نقرهای ظاهر میشد تا آغازگر فصلی نو و تعیینکننده مسیری برایِ سال پیشِرو باشد. سالهاست که ملتِ ایران، با هیجان و دقت در آغازین روزهای هر سال به سخنانِ رهبر شهید انقلاب، آیتالله خامنهای، گوش فرا میدادند. او که بیش از سه دهه، سکاندار هدایت این سرزمین بود، هر سال در لحظات آغازین سالِ نو، با حضوری تأثیرگذار، شعارِ سال را انتخاب میکرد، شعاری که نه صرفاً یک عبارت، که راهبردی بود برای عبور از چالشها، تبیین اولویتها و الهامبخشی به ملت.
از «سال همبستگی ملی» تا «سالِ تولید، دانشبنیان، اشتغالآفرین» هر شعار، انعکاسی بود از درکِ عمیق او از شرایط جامعه و نگاهِ بلندش به آینده. امسال اما، این قابِ آشنا، خالی است. آن لبخندِ پدرانه، آن صدایِ متین و استوار، دیگر بر پرده تلویزیون طنینانداز نخواهد شد. جایِ او، نه تنها در قلب ایرانیان، که در صحنههای سیاسی و فرهنگیِ کشور خالی است.
در این لحظات حساسِ آغاز سال، که همگان در انتظارِ پیامِ رهبر خویش برای تعیینِ جهتگیری سال جدید بودند، تنها سکوت و اندوه فقدان به چشم میخورد. رهبرِ شهیدِ انقلاب، آیتالله خامنهای، با انتخاب شعارهایِ سال، نقشهٔ راه را برایِ ملت ترسیم میکرد و ملت نیز با دلگرمی و اتحاد، برایِ تحقق آن شعارها گام برمیداشتند. این پیوند میانِ رهبر و ملت، در این لحظات آغازین سال، بیش از هر زمان دیگری، خود را نشان میداد. اما امسال، فقدان این حضور، غمی مضاعف بر دلها نشانده است. «امید» میراثِ ماندگار اوست جهان در تب و تاب تحولات بزرگ است و ایران نیز، در میانه چالشهای درونی و بیرونی، نیازمند هدایتی است که سالها از او آموخته بودیم.
نبود او در این لحظاتِ حساس، جای خالی یک تکیهگاه معنوی و یک هدایتگر بصیر را بیش از پیش آشکار میسازد. سال نو آغاز شده است، اما سایه سنگینِ این فقدان، بر دلها سنگینی میکند و چشمها، هرچند با اندوه، اما به یاد او، مسیر پیش رو را جستجو میکنند، امیدی که شاید، خود، میراثِ ماندگار او باشد. اما مشهد، شهرِ مادریِ او، امروز بیش از هر زمانِ دیگری، تجلی اندوه عمیق است. این شهر امام رضایی، که همواره پذیرای زائران عاشق بوده، اینک خود در سوگ رهبر شهیدش، در تاریکی فقدانی بیمانند فرو رفته است.
نوروز امسال، نه آن جشن آشنایِ تحویل سال، بلکه لحظه عبور از فصلِ دلتنگی است، عبور از سکوتی که جای فریادهای هدایتگرش را گرفته و سیاهپوشِ عروج اوست. حتی نگاه به بولوارِ وکیلآباد، که همیشه مملو از شور و شوق سبزه و ماهی و سنبل و دید و بازدیدهایِ نوروزی بود، اکنون صفهایی از سکوت و بغضِ فروخورده را نمایان میسازد. خانوادهها با چهرههایی که اشکِ پنهان بر گونههایشان رد انداخته، نه به انتظار سبزی سفره هفتسین، که در جستجوی آرامشی روحی هستند که شاید بتوانند در یاد رهبر خویش بیابند. انگار هر کوچه، هر سنگفرشِ خیابان، هر دیواری، وزنی افزون بر خاطراتِ او را بر دوش دارد، خاطراتی که اینک، در این نوروز بیبازگشت، تلختر از همیشه، در جان شهر پیچیده است. مردی که نامش با ایستادگی گره خورده بود در محلاتِ قدیمیِ مشهد، کوچههایی که روزگاری در هیاهوی خندههایِ کودکان و رفت و آمدِ همسایگان، شور زندگی را در خود داشتند، اکنون در سکوتی اندوهگین فرو رفتهاند.
پارچههای سیاه، اگرچه شاید رنگ باخته باشند، اما هنوز بر سردر برخی منازل و مغازهها، یادآور داغی عمیق بر دلِ این شهرِ کهن هستند. مردان و زنان، با چهرههایی که خستگی روزهای سختِ جنگ و اندوه فقدان را در هم آمیخته، در صفِ نان یا در میانِ ازدحام مراکز خرید، در حالِ درد و دل کردنند. صدای نجواهایشان، پر است از یاد آن مردِ استوار؛ مردی که نامش با ایستادگی گره خورده بود و عروجش، زخمی عمیق بر جانِ این سرزمین. کودکان، شاید هنوز مفهومِ دقیقِ این فقدانِ عظیم را درک نکنند، اما در آغوشِ مادرانِ گریانشان، ناخودآگاه، حسِ اندوه را از نگاهِ پدر و مادرشان و از سکوتِ حاکم بر فضا، میآموزند.
نوروز امسال، نه تنها برای بزرگترها، که برایِ نسلِ کوچکِ این دیار نیز، نوروزِ «وداع» با رهبری خواهد بود که یادش، در خاطراتِ نسلی تازه، حک خواهد شد نوروزی که با رنگِ سیاه و عطرِ اشک، در دفترِ خاطراتِ این سرزمین، ثبت خواهد شد. هوا بهاری است، بهاری با سرمایی ملایم که گویی از اعماق زمستان گذشته به این نوروز بیرمق رسیده است. اما این سرما، در برابر سرمای سوزانِ فقدان، هیچ است. سردیِ نگاهها، سردیِ دستهایی که به جای گرمای روبوسیِ آشنا، به همدردیِ سکوتگونه فشرده میشوند، گواهی است بر حقیقتی تلخ اینکه امسال نوروز مشهد، نوروز «دیدارِ رهبر» نیست، بلکه نوروزِ «وداع» است.
وداع با امامی که ریشههایش در همین خاکِ پاکِ خراسان تنیده بود و عطر حضورش، سالهاست که مشامِ ملت را نواخته و اکنون شاید در دل همین خاک آرام گیرد. نوروز خاموشِ امسال، نویدبخش نوروزهایِ پرشکوهِ آینده است با وجود این اندوه عمیق و سردی حاکم بر فضا، اما در عمقِ نگاه مردم این دیار، همچنان جرقهای از امید دیده میشود، همان امیدی که رهبرشان همواره از آن سخن میگفت و بر آن تأکید داشت. انگار اراده پولادینِ او، صلابت گامهایش و ایمان راسخش، در جان و وجود مردمانِ این سرزمین، به یادگار مانده است. مشهد این شهر عاشورایی، امسال داغدار است، اما داغداریاش، سرآغاز ایستادگیِ دوباره خواهد بود.
نوروز خاموشِ امسال، نویدبخش نوروزهایِ پرشکوهِ آیندهای است که در پرتو راه او، با همت همین مردم امیدوار، ساخته خواهد شد. ساعتها به نیمهشبِ تحویل سال نزدیک میشود. هرچند رسمِ دیرینه انتظارِ نوروز، در دل بسیاری از مشهدیها، پیوند ناگسستنی با خاطرات رهبرشان دارد و این انتظار، معنایی دگر یافته است. این نوروز، نوروزِ «بازگشت» نیست، بلکه نوروز «عروج» است، عروجِ مردی که روحش در این سرزمین همیشه جاری خواهد بود. فقدان حضور فیزیکی او هرچند اندوهی عمیق است اما نمیتواند نور هدایتی را که در طول سالها در دل این ملت روشن کرده خاموش کند.
ملت ایران با اتکا به ریشه های تاریخی خود با تجربه گذر از دوران های سخت و با تکیه بر سرمایه عظیمی که دانش و اندیشه او اموخته خواهد توانست از این مرحله خطیر نیز عبور کند. سال نو با وجود تمام دردها و تلخی ها آغاز فصلی جدید است. فصلی که در آن یاد رهبر شهید نه تسلیبخش اندوه بلکه الهام بخش حرکتی نو خواهد بود. حرکتی به سوی ساختن فردایی که او آرزویش را داشت فردایی سرشار از عزت اقتدار و سرافرازی برای ایران.
این ملت همواره ثابت کرده است که در دل تاریک ترین شب ها نور امید را خواهد یافت و با تکیه بر همت خویش راه روشنی را برای اینده خواهد گشود.. .
بازنشر از : مهر