خلاصه: افزایش قیمت نرخ سوم بنزین از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان در شهریور ۱۴۰۵، با هدف مدیریت مصرف و کاهش ناترازی بنزین اجرا شده است. کارشناسانی مانند آلبرت بغزیان و عبداله باباخانی نسبت به پیامدهای تورمی و فشار بر معیشت در شرایط تورم ۷۰ درصدی هشدار دادهاند. برخی مانند مهدی محسنی تأثیر این اقدام بر کاهش مصرف را محدود میدانند. راهکارهای جایگزین شامل سهمیهبندی هدفمند، تقویت حملونقل عمومی و بهینهسازی مصرف خودروها مطرح شده است. موفقیت این سیاست به نظارت دقیق و برنامهریزی بلندمدت بستگی دارد.
در روزهای اخیر، موضوع افزایش قیمت بنزین در ایران به یکی از داغترین مباحث اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شده است. از بامداد سهشنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۵، نرخ سوم بنزین که با کارت جایگاه عرضه میشود، از لیتری پنج هزار تومان به ۱۰ هزار تومان افزایش یافت؛ تصمیمی که یادآور افزایش ناگهانی قیمت بنزین در آبان ماه ۱۳۹۸ و اعتراضات گسترده پس از آن است. با این حال، دولت تأکید کرده است که نرخ بنزین سهمیهای شامل ۶۰ لیتر با قیمت ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتر با نرخ ۳۰۰۰ تومان بدون تغییر باقی میماند. با وجود این تفکیک، اما کارشناسان و صاحبنظران اقتصادی نگاههای متفاوت و بعضاً هشداردهندهای نسبت به این تصمیم دارند. در این نوشتار، به بررسی نظرات تحلیلگران برجسته درباره ابعاد مختلف این افزایش قیمت، پیامدهای اقتصادی و تورمی آن، کارآمدی محدود این اقدام در حل ناترازی بنزین و راهکارهای جایگزین پیشنهادی میپردازیم. سیاست جدید قیمتگذاری که با عنوان «نرخ سوم» از آن یاد میشود، در حالی اجرایی شده که اقتصاد ایران با تورم نزدیک به ۷۰ درصد، کاهش شدید ارزش پول ملی و فشارهای ناشی از #تحریمهای خارجی دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی، هرگونه تغییر در قیمت بنزین میتواند بهعنوان یک «قیمت علامتدهنده» در اقتصاد عمل کرده و زنجیرهای از افزایشهای قیمتی را در سایر بخشها به راه اندازد. این نگرانی در میان اکثر تحلیلگران اقتصادی مشترک است؛ هرچند برخی نیز بر ضرورت اصلاح ساختار قیمتگذاری سوخت بهعنوان یک اقدام اجتنابناپذیر تأکید دارند. بررسی ابعاد مختلف این تصمیم و پیامدهای آن بر معیشت مردم و اقتصاد کلان، محور اصلی این گزارش تحلیلی خواهد بود.
یکی از برجستهترین انتقادات نسبت به افزایش قیمت بنزین، از سوی آلبرت بغزیان، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی مطرح شده است. او با صراحت تمام از زمان و شیوه این تصمیم انتقاد کرد و آن را «بدترین زمان» ممکن برای افزایش قیمت بنزین دانست. به باور بغزیان، در شرایطی که مردم با تورم افسارگسیخته و کاهش شدید قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند، این اقدام میتواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی سنگینی به همراه داشته باشد. او بر این باور است که بار مالی مبارزه با قاچاق سوخت نباید بههیچوجه بر دوش مصرفکننده نهایی گذاشته شود و دولت موظف است پیش از هر اقدامی، با شبکههای سازمانیافته قاچاق مقابله کند. همچنین بغزیان تأکید دارد که اگر قرار است قیمت حاملهای انرژی اصلاح شود، این کار باید در شرایط باثباتتر اقتصادی و با یک سیاست قابلپیشبینی انجام شود، نه در بحبوحه تشدید تحریمها و محاصره اقتصادی. از سوی دیگر، عبداله باباخانی، کارشناس انرژی، بنزین را یک «قیمت علامتدهنده» در #اقتصاد_ایران توصیف کرده و هشدار داده که تغییر آن میتواند انتظارات تورمی را در سطح کلان ایجاد کند. به اعتقاد او، افزایش قیمت بنزین حتی در بخشهایی که سهم واقعی این حامل انرژی در هزینه تولید ناچیز است، میتواند بر قیمت سایر کالاها و خدمات تأثیر بگذارد. این پدیده که در علم اقتصاد به «انتظارات تورمی» معروف است، میتواند زنجیرهای از افزایشهای قیمتی را در بازارهای مختلف به راه اندازد. باباخانی پیش از اجرای این طرح در کانال تلگرامی خود نوشته بود که تغییر قیمت بنزین میتواند بهعنوان یک سیگنال برای افزایش قیمتها در سایر بخشها عمل کند. همچنین سید جواد حسینیکیا، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، صریحاً اعلام کرده است که اجرای این طرح در شرایط کنونی «به صلاح کشور نیست». این اجماع نسبی میان کارشناسان و نمایندگان مجلس نشاندهنده عمق نگرانیها نسبت به تبعات تورمی و اجتماعی این تصمیم است. در همین زمینه، برخی از منتقدان دولت بارها نسبت به تورم ناشی از گرانی قیمت بنزین هشدار داده و مخالفت خود را با این تصمیم ابراز کردهاند.
محمود جامساز، اقتصاددان، نیز به موضوع ارزان بودن نسبی قیمت بنزین در ایران اشاره کرده و آن را یکی از مصادیق توجیه افزایش قیمت دانسته است. او معتقد است که مقایسه ساده قیمت بنزین ایران با کشورهای همسایه، بدون توجه به تفاوتهای ساختاری و سطح درآمد خانوارها، نمیتواند مبنای مناسبی برای تصمیمگیری باشد. همچنین عزتی، استاد دانشگاه تربیت مدرس و کارشناس اقتصادی، با انتقاد از هرگونه افزایش قیمت بنزین در شرایط فعلی، سه سناریوی مطرحشده برای اصلاح نظام توزیع و قیمتگذاری بنزین را نامناسب دانسته و هشدار داده که هرگونه تغییر در وضعیت موجود میتواند به تشدید تلاطم اقتصادی و افزایش فشار بر معیشت مردم منجر شود. به باور عزتی، درآمدهای حاصل از نفت باید برای تأمین نیازهای اساسی کشور مورد استفاده قرار گیرد و اگر برای تأمین بنزین نیاز به ارز وجود دارد، باید از منابع ملی برای واردات استفاده شود، نه اینکه هزینهها بهصورت مستقیم به مردم تحمیل گردد.
افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان، در ظاهر یک جهش ۱۰۰ درصدی در قیمت سوخت محسوب میشود، اما در عمل تصویری متفاوت از سیاستگذاری بنزین ارائه میدهد. دولت با حفظ قیمتهای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی برای سهمیههای مشخص، سعی کرده است فشار این افزایش را بر اقشار کمدرآمد محدود کند. با این حال، سهمیههای فعلی برای بسیاری از خانوارهایی که بهطور روزانه از خودرو استفاده میکنند، کافی نیست و ناگزیر به استفاده از کارت جایگاه با نرخ ۱۰ هزار تومانی خواهند بود. این موضوع میتواند بهطور غیرمستقیم هزینههای حملونقل و در نهایت قیمت کالاها و خدمات را افزایش دهد. برخی تحلیلگران معتقدند که افزایش دو هزار تومانی قیمت بنزین، ممکن است قیمت کالاها را تا ۵ هزار تومان افزایش دهد. چنین پیشبینیهایی نشان از عمق نگرانیها درباره موج جدید تورم دارد. در روزهای اخیر، هزاران نفر در پاسخ به پرسشهای رسانهها درباره این افزایش قیمت، از نگرانیهای خود درباره موج تازه گرانی و فشار بیشتر بر معیشت نوشتهاند.
یکی از مهمترین سوالاتی که در مورد افزایش قیمت بنزین مطرح میشود، میزان تأثیرگذاری آن بر حل مشکل ناترازی تولید و مصرف بنزین است. مهدی محسنی، کارشناس انرژی، معتقد است که افزایش نرخ بنزین به ۱۰ هزار تومان تأثیر معناداری بر کنترل مصرف نخواهد داشت. به باور او، هرچند این اقدام میتواند با ایجاد درآمد حاصل از مابهالتفاوت قیمت بر روی ۵۰ میلیون لیتر مصرف روزانه، بخشی از کسری بودجه دولت را پوشش دهد، اما در بلندمدت تأثیر چندانی بر کاهش مصرف نخواهد گذاشت. تحلیلگران حوزه انرژی بهطور کلی بر این باورند که دستکاری قیمت بنزین بهتنهایی درمان ناترازی نیست و برای حل اساسی این مشکل باید به سراغ راهکارهای بنیادیتر رفت. از جمله این راهکارها میتوان به سرمایهگذاری در توسعه ظرفیت پالایشگاهی، بهبود کیفیت خودروها و کاهش مصرف سوخت اشاره کرد. همچنین کارشناسان تأکید دارند که بخش قابلتوجهی از ناترازی بنزین ناشی از قاچاق سوخت به کشورهای همسایه است. در شرایطی که قیمت هر لیتر بنزین در کشورهای همسایه به بیش از ۲۰۰ هزار تومان میرسد، شکاف قیمتی شدید، انگیزههای قاچاق را بهشدت افزایش میدهد. افزایش قیمت داخلی هرچند میتواند تا حدی این شکاف را کاهش دهد، اما بههیچوجه نمیتواند بهتنهایی جلوی قاچاق را بگیرد.
بر اساس اعلام شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، میانگین مصرف بنزین در پنج ماه نخست سال حدود ۱۳۲ میلیون لیتر در روز بوده است. در مقابل، کسری روزانه بنزین بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون لیتر برآورد میشود. این کسری عمدتاً از طریق واردات تأمین میشود که با توجه به محدودیتهای ارزی و مشکلات ناشی از تحریمها، هزینههای زیادی را به دولت تحمیل میکند. هدف اصلی دولت از افزایش نرخ سوم بنزین، مدیریت مصرف و کاهش فشار ناشی از این ناترازی عنوان شده است. با این حال، پرسش اساسی این است که آیا افزایش قیمت بهمیزان ۱۰ هزار تومان برای هر لیتر، میتواند بهطور مؤثر مصرف را کاهش دهد یا اینکه صرفاً به افزایش درآمد دولت و تشدید فشار بر معیشت مردم منجر خواهد شد. گزارشها حاکی از آن است که ذخایر بنزین موجود ممکن است تنها برای حدود دو ماه دیگر کفایت کند و این موضوعurgency را دوچندان میکند. ایران با وجود تولید نفت خام، به دلیل محدودیت ظرفیت پالایش و آسیبهای واردشده به زیرساختها، به واردات بنزین نیاز دارد. سه منبع ارشد ایرانی به رویترز گفتهاند که محدودیت دسترسی جمهوری اسلامی به ارز خارجی و شبکههای مالی، واردات کالاهای مورد نیاز از جمله سوخت را دشوارتر کرده است.
از سوی دیگر، ناصر رئیسیفر، عضو هیات مدیره انجمن جایگاهداران سوخت تهران، بر این باور است که مسئله بنزین را نمیتوان با تصمیمهای کوتاهمدت و صرفاً قیمتی حل کرد. او بر ضرورت شناخت دقیق رفتار مصرفکننده، بازنگری در طرحهای گازسوز کردن خودروها و واگذاری بخشی از مدیریت به بخش خصوصی تأکید دارد. به اعتقاد رئیسیفر، ایجاد محدودیت بدون شناخت رفتار مصرفکننده ممکن است زمینهساز شکلگیری مسیرهای غیررسمی و حتی فساد در بخشهایی مانند تانکرها و نیروی انسانی شود. از نگاه او، پیش از هر تصمیمی باید رفتار مصرفکننده، نیاز جامعه و شرایط واقعی جایگاهها مورد بررسی دقیق قرار گیرد. او همچنین بر ضرورت بازنگری در طرحهای گازسوز کردن خودروها، آغاز این فرآیند از خط تولید خودروسازان و پرهیز از تبدیل غیراستاندارد خودروها تأکید کرد. تجربه نشان داده است که وقتی محدودیتی در مسیر تأمین نیازهای مصرفی ایجاد میشود، فردی که به آن نیاز دارد تلاش میکند به هر شکل ممکن نیاز خود را برطرف کند و اگر سیاستگذاری بدون توجه به این واقعیت انجام شود، پیامدهای آن میتواند به بخشهای مختلف جامعه سرایت کند.
در مقابل رویکرد صرفاً قیمتی، بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر استفاده از ابزارهای غیرقیمتی بهعنوان راهکارهای مؤثرتر و عادلانهتر تأکید دارند. از جمله این راهکارها میتوان به سهمیهبندی هدفمند، تقویت حملونقل عمومی و بهینهسازی مصرف خودروها اشاره کرد. برخی از تحلیلگران معتقدند که دولت باید به جای افزایش قیمت بنزین، بر روی بهبود کیفیت خودروهای تولید داخل، توسعه شبکه حملونقل ریلی و تشویق مردم به استفاده از وسایل نقلیه عمومی سرمایهگذاری کند. همچنین طرحهای تشویقی برای اسقاط خودروهای فرسوده و جایگزینی آنها با خودروهای با مصرف سوخت پایینتر، میتواند تأثیر قابلتوجهی در کاهش مصرف بنزین داشته باشد. در این میان، برخی کارشناسان بر لزوم بازنگری در سیاستهای گازسوز کردن خودروها تأکید دارند و معتقدند که این طرحها بدون زیرساختهای لازم، نهتنها به کاهش مصرف بنزین کمکی نمیکند، بلکه ممکن است مشکلات زیستمحیطی جدیدی ایجاد کند. ناصر رئیسیفر نیز بر این نکته تأکید دارد که دولت باید بخشی از مدیریت و عملیات حوزه سوخت را به بخش خصوصی واگذار کند، زیرا این بخش میتواند با هزینهای بهمراتب کمتر، بخشی از امور جایگاهها را مدیریت کند.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان بر این باورند که ابزارهای غیرقیمتی در این حوزه وجود دارند که در صورت توجه به آنها میتوان از افزایش قیمت بنزین و تأثیر مستقیم آن بر سفره و معیشت مردم و تبعات نارضایتیها پرهیز کرد. بهعنوان مثال، میتوان به سیاستهای تشویقی برای کاهش سفرهای غیرضروری، توسعه حملونقل عمومی درونشهری و برونشهری، و همچنین استفاده از فناوریهای نوین در مدیریت ترافیک و مصرف سوخت اشاره کرد. همچنین برخی تحلیلگران معتقدند که دولت باید پیش از هرگونه تصمیمگیری درباره قیمت بنزین، ابتدا زیرساختهای لازم برای اجرای سیاستهای غیرقیمتی را فراهم کند. هنوز بخشی از زیرساختهای مورد نیاز برای اجرای این سیاستها فراهم نشده و حتی جایگاههای سوخت برای رصد آنچه که در این باره پیشبینی شده، فراهم نگردیده است. این موضوع نشان میدهد که تصمیمگیری درباره قیمت بنزین بدون آمادهسازی بسترهای لازم، میتواند با شکست مواجه شود.
عبداله باباخانی نیز پیش از اجرای این طرح، در کانال تلگرامی خود نوشته بود که گرچه افزایش نرخ سوم بنزین روی کاغذ میتواند بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان درآمد جدید در سال برای دولت ایجاد کند، اما این درآمد در صورت نبود نظارت کافی، ممکن است صرفاً به افزایش تورم و فشار بر معیشت مردم منجر شود و تأثیر چندانی بر حل مشکل ناترازی نداشته باشد. به باور او، دولت باید پیش از هر اقدامی، برنامه مشخصی برای نحوه هزینهکرد این درآمدها ارائه دهد تا مردم از سرنوشت این منابع مطلع شوند. سخنگوی دولت نیز اعلام کرده است که درآمد حاصل از افزایش نرخ کارت جایگاه «صرف معیشت مردم» خواهد شد، اما جزئیات این برنامه هنوز بهروشنی مشخص نیست. همچنین مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی به برنامه خبری تلویزیون گفته است که نرخ جدید بنزین «برای ۸۵ درصد مردم این کشور بیاثر» خواهد بود. با این حال، تجربه نشان داده است که هرگونه افزایش بهای سوخت در ایران معمولاً اثر فوری تورمی بر بقیه قیمتها و هزینههای جاری روزانه دارد.
در نهایت، باید توجه داشت که مسئله بنزین در ایران صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه ابعاد اجتماعی، سیاسی و امنیتی گستردهای نیز دارد. افزایش ناگهانی قیمت بنزین در آبان ماه ۱۳۹۸ و اعتراضات خونین پس از آن، هنوز در حافظه تاریخی مردم و مسئولان باقی مانده است و هرگونه تصمیمگیری در این حوزه نیازمند دقت و ظرافت بسیار بالایی است. دولت چهاردهم با این اقدام، گامی در جهت اصلاح نظام قیمتگذاری سوخت برداشته است، اما باید توجه داشت که این گام بهتنهایی نمیتواند مشکل ناترازی بنزین را حل کند. آنچه بیش از هر چیز ضروری به نظر میرسد، تدوین یک برنامه جامع و بلندمدت برای مدیریت مصرف سوخت است که در آن علاوه بر ابزارهای قیمتی، از تمامی ظرفیتهای غیرقیمتی نیز استفاده شود. همچنین شفافیت در نحوه هزینهکرد درآمدهای حاصل از افزایش قیمت و نظارت دقیق بر بازار، میتواند تا حد زیادی از بروز پیامدهای منفی این تصمیم جلوگیری کند. در غیر این صورت، این افزایش قیمت ممکن است نهتنها به حل مشکل ناترازی کمکی نکند، بلکه به تشدید نارضایتیهای عمومی و افزایش فشار بر معیشت مردم منجر شود.