خلاصه: دلار زدایی در ایران فرآیندی چندوجهی است که فراتر از جایگزینی ساده ارزها، به بازطراحی روابط تجاری و مالی کشور اشاره دارد. یورو به دلیل موانع بانکی ناشی از تحریمها گزینهای کمکاربرد است، روبل در مبادلات با روسیه و اتحادیه اوراسیا به مدلی عملیاتی تبدیل شده و یوان با تکیه بر وابستگی تجاری ایران و چین، مهمترین ابزار در این راهبرد محسوب میشود. سیستمهای پرداخت جایگزین مانند ACUMER و اتصال میر و شتاب، زیرساختهای لازم را فراهم کردهاند. با این حال، نوسانات ارزهای محلی، تهدید تحریمهای ثانویه و وابستگی به شرکای محدود، چالشهای اساسی باقی ماندهاند. آینده دلار زدایی ایران به تقویت همزمان ثبات داخلی و گسترش شبکههای مالی منطقهای بستگی دارد.
دلار زدایی در اقتصاد ایران به یکی از راهبردهای کلیدی برای کاهش آسیبپذیری در برابر #تحریمهای مالی آمریکا تبدیل شده است. بر اساس تحلیل کارشناسان، اگر دلار زدایی صرفاً به معنای کنار گذاشتن اسکناس دلار یا جایگزین کردن یوان و روبل به جای آن فهمیده شود، از همان ابتدا مسئله اشتباه تعریف شده است. مسئله اصلی اقتصاد ایران، وابستگی به یک مسیر ارزی و مالی است که تجارت، پرداخت، تأمین مالی و حتی بخشی از انتظارات اقتصادی کشور را به خود گره زده است. بر همین اساس، دلار زدایی واقعی بیش از آنکه یک تصمیم ارزی ساده باشد، پروژهای برای بازطراحی روابط تجاری و مالی کشور محسوب میشود. اقتصاد ایران از دو جهت با مسئله دلاریزهشدن مواجه است: در سطح داخلی، تورم و کاهش مستمر قدرت خرید ریال، انگیزه خانوارها و بنگاهها را برای حفظ ارزش دارایی در قالب ارز و طلا افزایش میدهد و در سطح خارجی نیز بخش مهمی از تجارت کشور برای قیمتگذاری و تسویه به ارزهای واسطهای و شبکههای مالی وابسته است.
در چنین شرایطی، تحریم فقط دسترسی ایران به دلار را محدود نمیکند، بلکه هزینه مبادله را نیز افزایش میدهد. هرچه دسترسی به بانکهای کارگزار و مسیرهای رسمی پرداخت دشوارتر باشد، استفاده از واسطهها بیشتر میشود، هزینه انتقال پول بالا میرود و شفافیت جریانهای مالی کاهش پیدا میکند. از این منظر، نخستین شرط دلار زدایی در داخل کشور، تقویت ریال است. هیچ اقتصادی با تورم مزمن نمیتواند صرفاً با دستور اداری مردم را از نگهداری ارز خارجی منصرف کند. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که کاهش دلاریزهشدن در نهایت بر بستری از کنترل تورم، اصلاح مالی دولت، ثبات پولی و افزایش اعتبار سیاستگذار پولی اتفاق افتاده است و بنابراین دلار زدایی نتیجه ثبات اقتصادی است، نه جایگزین آن.
ایران از دیرباز به دنبال جایگزینی یورو به جای دلار در مبادلات خارجی و ذخایر ارزی خود بوده است. به عنوان نمونهای از این رویکرد، ایران در پیشنهادی راهبردی به اروپا، عبور ایمن از تنگه هرمز را مشروط به پرداخت در یورو یا یوان کرده است تا وابستگی به دلار را کاهش دهد. با این حال، این مسیر با چالشهای جدی روبروست. بانکهای اروپایی به دلیل ترس از مجازاتهای آمریکا، عملاً همکاری خود با ایران را متوقف کردهاند و حتی پرداختهای یورویی نیز با محدودیتهای شدیدی مواجه است. دسترسی ایران به سوئیفت قطع شده و سیستمهای پرداخت یورویی نیز به دلیل تحریمها غیرقابل اعتماد شدهاند. علاوه بر این، تبدیل درآمدهای نفتی به یورو و سپس به ریال، هزینههای مبادلهای را افزایش میدهد. کارشناسان تأکید میکنند که روند جهانی جایگزینی دلار با یوان یک برنامه بلندمدت چین است که پیش از جنگهای اخیر نیز آغاز شده بود، اما در مورد یورو، ماهیت سیاسی و موانع بانکی ناشی از تحریمهای ثانویه، این گزینه را دشوار و کمکاربرد ساخته است.
روابط مالی ایران و روسیه در سالهای اخیر بهطور قابل توجهی عمیقتر شده و به یک مدل عملیاتی برای دور زدن دلار تبدیل شده است. مقامات دو کشور اعلام کردهاند که در مبادلات دوجانبه بهطور کامل از دلار استفاده نمیکنند و بر مبنای پولهای ملی عمل میکنند. استفاده از ارزهای محلی در تجارت ایران با اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا به روسیه محدود نیست و امکان تسویه با روبل در مبادلات با بلاروس و ارمنستان نیز وجود دارد. یک عضو اتاق بازرگانی ایران اعلام کرده که انتقال پول به کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا در حال حاضر بدون مشکل فنی انجام میشود و روبل توسط بسیاری از بازرگانان پذیرفته شده است.
پروژه اتصال سیستمهای پرداخت میر روسیه و شتاب ایران نیز در مراحل پایانی خود قرار دارد. فاز اول این پروژه به صورت آزمایشی در سال ۲۰۲۴ آغاز شد و فاز دوم در سال ۲۰۲۵ امکان استفاده شهروندان روسی از سیستم میر پی را در پایانههای فروش ایران فراهم کرد. رئیس کل بانک مرکزی ایران از راهاندازی تابلوی معاملاتی روبل در مرکز مبادله ارز و طلای ایران خبر داده و اعلام کرده که ایران یک میلیارد روبل معادل حدود ۱۳.۹ #میلیون_دلار در حساب بانک VTB روسیه واریز کرده است تا کمبود روبل را تسهیل کند. با وجود این پیشرفتها، سهم مبادلات با پولهای ملی در تجارت ایران و روسیه هنوز پایین است و گزارشها نشان میدهد که بخش عمدهای از تجارت دوجانبه همچنان از طریق روشهای دیگر انجام میشود. یکی از چالشهای اصلی در این مسیر، وجود نظام دو نرخی ارز در ایران است. تا زمانی که فاصله نرخها حدود پنج تا شش درصد باشد، مشکل خاصی ایجاد نمیکند، اما با افزایش این فاصله، فعالان اقتصادی دوباره به ظرفیتهای پرریسک روی میآورند.
چین به دلیل بزرگترین شریک تجاری ایران و خریدار اصلی نفت آن، نقشی کلیدی در راهبرد دلار زدایی ایران دارد. گزارشهای بینالمللی حاکی از آن است که ایران پذیرش یوان برای پرداخت عوارض عبور کشتیها از تنگه هرمز را آغاز کرده است. این اقدام، که به باور کارشناسان میتواند به احیای ابتکار پترویوان به عنوان جایگزینی برای پترودلار کمک کند، نشاندهنده عمق وابستگی متقابل ایران و چین است. چین بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را با قیمتهای تخفیفدار خریداری میکند و ایران نیز به شدت به ماشینآلات، تجهیزات الکترونیکی، مواد شیمیایی و قطعات صنعتی چینی وابسته است. این وابستگی متقابل، یوان را به عملیترین ابزار تسویه در تجارت ایران و چین تبدیل کرده است.
سیستم پرداخت بینبانکی فرامرزی چین (CIPS) به عنوان جایگزینی برای سوئیفت عمل میکند و حجم تراکنشهای آن به رکورد بیسابقهای رسیده است. در یک روز، حجم تراکنشهای این سیستم به ۱.۲۲ تریلیون یوان معادل حدود ۱۷۹ میلیارد دلار رسید که نخستین بار از مرز یک تریلیون یوان عبور کرده است. پالایشگاههای مستقل چینی مدتهاست نفت خام تخفیفدار ایران را با تسویه به یوان از طریق نهادهای مالی منطقهای که عمداً از سیستم سوئیفت جدا هستند، خریداری میکنند. رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین با اشاره به رشد مبادلات تجاری بر پایه یوان گفته است که با استفاده از یوان میتوان حتی کالاهای اساسی کشور را از مبادی آسیای میانه تأمین کرد. با این حال، یوان به عنوان یک ارز جهانی با موانع ساختاری جدی روبروست. کنترلهای سرمایهای چین، شفافیت محدود و کمبود داراییهای مالی جذاب برای سرمایهگذاران خارجی، از موانع اصلی بینالمللی شدن کامل این ارز محسوب میشوند.
یکی از مهمترین گامهای عملیاتی ایران در مسیر دلار زدایی، طراحی و راهاندازی سامانه جایگزین سوئیفت با نام ACUMER بوده است. رئیس کل بانک مرکزی ایران اعلام کرده که این سامانه مبتنی بر استانداردهای سوئیفت طراحی شده اما تحریمناپذیر است و از مهر ماه سال جاری به صورت جدی عملیاتی شده است. سامانه ACUMER به عنوان مکانیزم حواله الکترونیکی اتحادیه پایاپای آسیایی، زیرساختی یکپارچه برای تولید و تبادل پیامهای مالی در قالب استاندارد سوئیفت بین موسسات و سازمانهای عضو فراهم میکند. همزمان، ایران و روسیه بر روی هماهنگی سیستمهای پیامرسان مالی خود به عنوان جایگزینی برای سوئیفت کار میکنند. سیستم پیامرسان مالی روسیه و سیستم پیامرسان مالی الکترونیکی ایران (SEPAM) به عنوان ابزاری برای حفاظت در برابر تحریمهای کشورهای ثالث سازماندهی شدهاند.
عضویت ایران در بانک توسعه نوین بریکس نیز نقطهای مهم در مسیر بازتعریف مناسبات مالی کشور با اقتصاد جهانی محسوب میشود. این عضویت فراتر از اضافه شدن به فهرست سهامداران یک بانک چندجانبه، دسترسی تهران به یکی از کانالهای رو به گسترش تأمین مالی اقتصادهای نوظهور را فراهم میکند و همزمان امکان استفاده بیشتر از یوان، روبل و سایر ارزهای محلی را در پروژهها و مبادلات خارجی پیش میبرد. وزیر #اقتصاد_ایران با بیان اینکه بریکس در بلندمدت نقش مهمی در دلار زدایی و کاهش اثر تحریمها خواهد داشت، تأکید کرده که با توسعه ارزهای محلی، سیستمهای پرداخت مشترک و کریدورهای حملونقل و دادهها این موضوع محقق میشود. بانک توسعه نوین در سال ۲۰۱۵ توسط برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی تأسیس شد و فلسفه شکلگیری آن بر تأمین مالی زیرساخت و توسعه پایدار در اقتصادهای نوظهور استوار بود.
صرفنظر از ارز جایگزین، ایران در مسیر دلار زدایی با چالشهای بنیادین مشترکی روبروست. نخستین چالش، نوسانات شدید ارزهای محلی است. روبل و یوان در مقایسه با دلار از نوسانات بیشتری برخوردارند که ریسک تجارت را افزایش میدهد. یکی از کارشناسان اقتصادی روند دلار زدایی را پدیدهای میداند که ریشههای آن به بحران مالی ۲۰۰۸ بازمیگردد و یادآور میشود که دلار همچنان در بیش از ۸۰ درصد تراکنشهای بازار ارز حضور دارد و بخش عمده تجارت کالاهای اساسی مانند نفت و گاز با این ارز تسویه میشود. دومین چالش، محدودیتهای بانکی و حقوقی جهانی است. حتی در استفاده از ارزهای غیردلاری، همچنان ردپای سیستم مالی غرب و تهدید تحریمهای ثانویه وجود دارد و بانکهای طرف قرارداد با احتیاط عمل میکنند. در ایران مشکلی با استفاده از یوان یا سایر ارزهای ملی وجود ندارد، اما مسئله این است که شرکتهای خارجی نمیتوانند به صورت شفاف و رسمی با ایرانیها تعامل داشته باشند، زیرا این کار برای آنها همراه با ریسک تحریم است.
سومین چالش، هزینه و پیچیدگی تبدیل ارز است. تبدیل درآمدهای ارزی به ارزهای محلی و سپس تأمین کالاهای مورد نیاز از بازارهای جهانی، فرآیندی پرهزینه و پیچیده است. چهارمین چالش، وابستگی به شرکای محدود است. استفاده از روبل یا یوان، ایران را به شدت به روسیه و چین وابسته میکند که خود میتواند به یک نقطه ضعف استراتژیک تبدیل شود. یکی از تحلیلگران اقتصادی معتقد است که دلار زدایی به مسئلهای ایدئولوژیک تبدیل شده که تسهیلگر رانتخواری است و اقتصاد بیمار ایران توان لازم برای دلار زدایی کامل را ندارد. با این حال، اقدامات #بانک_مرکزی در راستای دلار زدایی اقتصاد ایران را در برابر نوسانات ارزی #بیمه کرده و به ثبات بیشتر نرخ ارز کمک کرده است.
به طور خلاصه، جایگزینی دلار در ایران یک فرآیند چندلایه و در حال تحول است. یورو به دلیل ماهیت سیاسی و موانع بانکی ناشی از تحریمها، گزینهای دشوار و کمکاربرد است. روبل به دلیل پیشرفتهای عملیاتی مانند اتصال سیستمهای پرداخت و توافقات دوجانبه، در مبادلات با روسیه و چند کشور دیگر به یک مدل کاری تبدیل شده است. یوان به دلیل وزن اقتصادی چین و وابستگی تجاری ایران، عملاً به مهمترین ابزار در راهبرد دلار زدایی ایران تبدیل شده و ظهور پترویوان را تسریع کرده است. با این حال، هیچکدام از این ارزها نمیتوانند بهطور کامل جایگزین دلار شوند. آنچه در حال وقوع است، حرکت به سمت یک معماری مالی موازی و چندقطبی است که در آن ایران و شرکای آن از ترکیبی از ارزهای ملی، سیستمهای پرداخت جایگزین، تهاتر کالا و حتی رمزارزها برای ادامه تجارت خود استفاده میکنند. همانطور که وزیر اقتصاد ایران تأکید کرده، بریکس در بلندمدت نقش مهمی در دلار زدایی و کاهش اثر تحریمها خواهد داشت و با توسعه ارزهای محلی، سیستمهای پرداخت مشترک و کریدورهای حملونقل و دادهها این موضوع محقق میشود.