خلاصه: جیدی ونس، معاون فعلی رئیسجمهور آمریکا، مسیری پرنوسان از فقر در اوهایو تا کاخ سفید را پیموده است. او با کتاب «مرثیهای برای تپهنشینان» به شهرت رسید و با چرخشی صد و هشتاد درجهای، از منتقد سرسخت به متحد وفادار ترامپ تبدیل شد. مواضع او تلفیقی از پوپولیسم اقتصادی و انزواطلبی است. با این حال، جنگ با ایران او را در موقعیتی دشوار قرار داده؛ او که پیشتر مخالف درگیری بود، پس از تصمیم ترامپ از آن دفاع کرد و سپس با کماهمیت جلوه دادن آن، سعی در کاهش هزینههای سیاسیاش دارد. این تناقضها، آینده سیاسی او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
جیدی ونس (JD Vance) یکی از چهرههای پرنفوذ و جنجالی عرصه سیاست آمریکا در عصر کنونی است که مسیر زندگی او از فقر و نابسامانی در منطقه «کمربند زنگزده» به اوج قدرت در کاخ سفید، روایتی شگفتانگیز و پر از چرخشهای سیاسی دارد. ونس که اکنون به عنوان پنجاهمین معاون رئیسجمهور ایالات متحده تحت ریاستجمهوری دونالد ترامپ فعالیت میکند، با اتکا به کتاب پرفروش خود «مرثیهای برای تپهنشینان» به شهرت رسید و سپس با یک تغییر موضع صد و هشتاد درجهای، از منتقد سرسخت ترامپ به یکی از وفادارترین متحدان او تبدیل شد. امروز، جیدی ونس به عنوان چهرهای کلیدی در جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کن» (MAGA) شناخته میشود و مواضع او در قبال مسائل بینالمللی، بهویژه جنگ با ایران، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات سیاسی تبدیل شده است.
جیمز دیوید ونس (James David Vance) با نام تولد جیمز دونالد بومن، در ۲ اوت ۱۹۸۴ در شهر میدلتاون ایالت اوهایو به دنیا آمد. این شهر صنعتی که روزگاری نماد رونق تولید در آمریکا بود، بعدها به بخشی از «کمربند زنگزده» تبدیل شد؛ منطقهای که با افول کارخانهها و افزایش بیکاری دستوپنجه نرم میکرد. دوران کودکی ونس سرشار از چالشهای عمیق بود؛ پدرش زمانی که او خردسال بود از خانواده جدا شد و مادرش نیز سالها با اعتیاد دست و پنجه نرم میکرد. در این اوضاع آشفته، این پدربزرگ و مادربزرگ مادریاش – بهویژه مادربزرگی که او را «ماماو» صدا میزد – بودند که با عشقی سختگیرانه، ثبات و حمایت لازم را برای او فراهم کردند.
ونس با وجود تمام موانع، با پشتکاری مثالزدنی توانست از این بستر دشوار رهایی یابد و پلههای ترقی را یکی پس از دیگری طی کند. او در سال ۲۰۰۳، بلافاصله پس از اتمام دبیرستان، به تفنگداران دریایی ایالات متحده پیوست و چهار سال در این نهاد خدمت کرد. دوران خدمت او شامل مأموریتی در عراق بود که تجربهای تأثیرگذار در شکلگیری نگرش او به مسائل نظامی و بینالمللی به شمار میرود. پس از پایان خدمت، ونس از مزایای قانون «حقوق سربازان کهنهکار» برای تحصیل در دانشگاه ایالتی اوهایو بهره برد و در سال ۲۰۰۹ موفق به اخذ مدرک کارشناسی در دو رشته علوم سیاسی و فلسفه شد. او سپس راهی دانشکده حقوق دانشگاه ییل شد و در سال ۲۰۱۳ مدرک دکترای حقوق (J.D.) خود را دریافت کرد؛ دستاوردی که مسیر او را از یک جوان طبقه کارگر به نخبگان سیاسی آمریکا هموار ساخت.
نقطه عطف اصلی در زندگی حرفهای ونس، انتشار کتاب خاطرات او با عنوان «مرثیهای برای تپهنشینان» (Hillbilly Elegy) در سال ۲۰۱۶ بود. این کتاب که بهخوبی درماندگی، سرخوردگی و بحران هویت طبقه کارگر سفیدپوست آمریکا را به تصویر میکشید، به سرعت به یکی از پرفروشترین آثار تبدیل شد و نام ونس را به شهرتی ملی رساند. او در این کتاب، روایتی صمیمانه از خانواده، فرهنگ منطقه و چالشهای اجتماعی ارائه داد که با استقبال گستردهای در سراسر کشور مواجه شد. این موفقیت ادبی، زمینهساز ورود او به عرصه سیاست شد و او را به یکی از صداهای تأثیرگذار در تحلیل وضعیت اجتماعی آمریکا تبدیل کرد.
شاید جذابترین و بحثبرانگیزترین بخش از کارنامه سیاسی جیدی ونس، تحول شگرف او در مواجهه با دونالد ترامپ باشد. در سالهای اوجگیری ترامپ در عرصه سیاست، ونس یکی از منتقدان سرسخت او بود. او در مصاحبهها و گفتوگوهای خصوصی خود، ترامپ را با عناوینی همچون «احمق»، «فاجعه اخلاقی» و «کلاهبردار تمامعیار» خطاب میکرد و حتی در پیامکی خصوصی، او را به «هیتلر آمریکا» تشبیه نمود. در آن مقطع، ونس خود را بخشی از جریان «هرگز ترامپ» (Never Trump) میدانست که با تمام وجود با سیاستها و رویکردهای ترامپ مخالف بود.
با این حال، نقطه عطف این رابطه در سال ۲۰۲۱ رخ داد؛ زمانی که ونس تصمیم گرفت برای کرسی سنای ایالت اوهایو نامزد شود. او در فوریه آن سال، با میانجیگری میلیاردر سرمایهگذار، پیتر تیل، راهی مار-ئه-لاگو (باشگاه خصوصی ترامپ در فلوریدا) شد و برای اولین بار با ترامپ دیدار کرد. در این ملاقات دو ساعته، ترامپ انبوهی از نوشتههای پیشین ونس را که در آنها از او انتقاد کرده بود، روی میز گذاشت. ونس در این دیدار عذرخواهی کرد و گفت که حرفهای گذشتهاش بر اساس «دروغهای رسانهای» بوده و ترامپ را اشتباه قضاوت کرده است. این عذرخواهی و تغییر موضع، سرآغاز پیوند جدیدی شد که سرنوشت سیاسی ونس را برای همیشه دگرگون کرد.
با جلب حمایت ترامپ، ونس در انتخابات سنا پیروز شد و به عنوان سناتور ایالت اوهایو به کنگره راه یافت. از آن زمان به بعد، او به یکی از سرسختترین مدافعان ترامپ در کنگره و رسانهها تبدیل شد. این تغییر مسیر سیاسی، اگرچه از سوی بسیاری از ناظران به عنوان یک فرصتطلبی محض تلقی شد، اما ونس همواره آن را نتیجه درک بهتر از دستاوردهای ترامپ و اشتباه بودن قضاوت اولیهاش توصیف کرده است. در سال ۲۰۲۴، ترامپ او را به عنوان همرزم انتخاباتی خود برای معاونت ریاستجمهوری برگزید و از آن پس، ونس به عنوان وارث جنبش MAGA و چهرهای کلیدی در آینده حزب جمهوریخواه شناخته میشود.
مواضع سیاسی جیدی ونس تلفیقی از پوپولیسم اقتصادی و انزواطلبی در سیاست خارجی است که کاملاً با شعار «آمریکا در اولویت» ترامپ همخوانی دارد. در حوزه اقتصاد و صنعت، بازسازی تولیدات داخلی و حمایت از خانوادههای کارگر، محور اصلی برنامههای او را تشکیل میدهد. او از تعرفههای تجاری برای حفاظت از اشتغال داخلی دفاع میکند و موافقتنامههای تجاری که مشاغل را به خارج از کشور منتقل میکنند، به شدت نقد مینماید. همچنین، ونس بهشدت از تقویت مرزهای جنوبی ایالات متحده و مقابله با مهاجرت غیرقانونی حمایت میکند.
در عرصه سیاست خارجی، ونس همواره خود را مخالف سرسخت مداخلات نظامی فرامرزی آمریکا معرفی کرده است. او پیش از انتخابات ۲۰۲۴، بارها تعهد داد که دولت ترامپ جنگی جدید آغاز نخواهد کرد و بهصراحت اعلام نمود که جنگ با ایران به نفع آمریکا نیست و هزینههای گزافی به همراه خواهد داشت. این رویکرد انزواطلبانه، او را به چهرهای محبوب در میان هواداران جنبش MAGA تبدیل کرده است که از جنگهای طولانی در خاورمیانه خسته شدهاند و خواستار تمرکز بر مشکلات داخلی هستند. با این حال، تحولات بعدی در عرصه بینالمللی، بهویژه جنگ با ایران، این مواضع را به شدت تحت تأثیر قرار داده و ونس را در موقعیتی دشوار قرار داده است.
شاید پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین بخش از کارنامه سیاسی جیدی ونس، موضعگیری او در برابر جنگ با ایران باشد. بر اساس گزارشهای متعدد، پیش از آنکه ایالات متحده در فوریه ۲۰۲۶ حملات نظامی خود را علیه ایران آغاز کند، ونس در جلسات داخلی دولت اعلام کرده بود که با این درگیری موافق نیست و نسبت به هزینههای آن تردید جدی دارد. با این حال، پس از آنکه رئیسجمهور (ترامپ) تصمیم نهایی را برای شروع عملیات نظامی گرفت، ونس آشکارا از آن دفاع کرد و حتی برای توجیه آن، به نظریه «دومینو» در دوران جنگ سرد اشاره نمود و گفت اگر جلوی برنامه هستهای ایران گرفته نشود، سایر کشورهای منطقه نیز به سمت تسلیحات هستهای خواهند رفت و جهان ناامنتر خواهد شد.
تا سپتامبر ۲۰۲۶، ونس در سخنرانیهای عمومی خود سعی داشت شدت درگیری با ایران را به حداقل نشان دهد. او در یک نشست خبری در کاخ سفید، با صراحت اعلام کرد که «این را جنگ نمینامم» و گفت که در حال حاضر «هیچ تیراندازی فعالی در کار نیست». این اظهارات در حالی بیان شد که تنها روزها پس از تبادل آتش سنگین بین دو کشور صورت میگرفت و مقامات ایرانی از حمله هوایی آمریکا به یک مراسم عروسی در شهر سیریک خبر داده بودند. ونس با تکرار ادعاهای مقامات آمریکایی، هرگونه هدفگیری عمدی غیرنظامیان را رد کرد و گفت که ارتش آمریکا هرگز غیرنظامیان را در نبردها هدف قرار نمیدهد.
ونس در پاسخ به سوالی درباره زمان پایان جنگ با ایران، اعلام کرد که نمیتواند جدول زمانی مشخصی ارائه دهد و گفت: «واقعیت این است که من پاسخ این سوال را نمیدانم. شما باید از ایرانیها بپرسید.» او همچنین تأکید کرد که تا زمانی که ایران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز شلیک میکند، واشنگتن با تهران وارد مذاکره نخواهد شد. این موضعگیریهای دوپهلو، ونس را در میان هواداران سنتی جنبش MAGA که خواهان پایان سریع جنگ هستند، در موقعیتی شکننده قرار داده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این جنگ به یک «بار سیاسی» سنگین برای ونس در صورت نامزدی برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ تبدیل خواهد شد.
با وجود تمام این تناقضها، ونس به عنوان نماینده ارشد دولت ترامپ در مذاکرات صلح با ایران منصوب شده است و تلاش میکند تا نقش خود را به عنوان یک صلحطلب و در عین حال مدافع سیاستهای دولت ایفا کند. او در سفر خود به پاکستان در آوریل ۲۰۲۶، گفتوگوهای دیپلماتیک را برای پایان دادن به درگیریها آغاز کرد. با این حال، اظهارات او درباره اینکه «ارتش آمریکا هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد» با گزارشهای متعدد از تلفات غیرنظامیان در حملات هوایی، تناقض آشکار دارد و انتقادهای گستردهای را در داخل و خارج از آمریکا به دنبال داشته است. این مسئله، آینده سیاسی ونس را با چالشهای جدی روبرو کرده و نشان میدهد که او چگونه میان باورهای شخصی، الزامات سیاسی و مسئولیتهای اجرایی در حال دست و پا زدن است.