کانبان یک روش مدیریت جریان کار است که از تولید ناب تویوتا سرچشمه گرفته و امروزه در مدیریت پروژه، وظایف و زمان کاربرد گستردهای دارد. این روش بر شش اصل بنیادین استوار است: شروع از وضعیت فعلی، تغییر تدریجی، احترام به نقشهای موجود، رهبری در همه سطوح، خدمتمحوری و بهبود مستمر. تخته کانبان از کارتها، ستونها، محدودیتهای WIP، سویملاینها و سیاستهای صریح تشکیل شده است. متریکهای کلیدی مانند زمان تحویل، زمان چرخه، توان عبور و بهرهوری جریان به تیمها کمک میکنند جریان کار را اندازهگیری و بهبود دهند. کانبان با اسکرام تفاوتهایی در ساختار، انعطافپذیری و نقشها دارد و رویکرد ترکیبی اسکرامبان نیز وجود دارد. کانبان شخصی برای مدیریت وظایف فردی، مدل بلوغ کانبان برای ارزیابی سازمانی و سطوح پرواز برای مقیاسدهی کاربرد دارند. اشتباهات رایج شامل استفاده از تخته بهعنوان فهرست ساده، نادیده گرفتن متریکها و کپی کردن تخته دیگران است.
کانبان یک روش بصری برای مدیریت جریان کار است که ریشه در سیستم تولید تویوتا دارد و امروزه در مدیریت پروژه، وظایف و زمان کاربرد گستردهای یافته است. این روش بر شفافسازی گردش کار، محدود کردن کارهای همزمان و بهبود مستمر تمرکز دارد و به تیمها کمک میکند تا تعادل میان تقاضا و ظرفیت خود را حفظ کنند. بر اساس تحلیل روند جستجوی گوگل در سه ماه اخیر، عبارات کلیدی با بیشترین رشد شامل «مدیریت پروژه با کانبان»، «کانبان در مدیریت زمان»، «تخته کانبان آنلاین»، «محدودیت کار در جریان»، «کانبان شخصی»، «متریکهای جریان کانبان»، «کانبان در برابر اسکرام»، «پیادهسازی کانبان در سازمان»، «جلسات کانبان» و «بهبود مستمر با کانبان» هستند که در ادامه به تفصیل بررسی میشوند.
کانبان در اصل یک سیستم علامتدهی بصری است که در دهه ۱۹۴۰ توسط تایایچی اوهنو در تویوتا برای هماهنگی تولید بهموقع ابداع شد. کلمه کانبان در زبان ژاپنی از دو بخش «کان» به معنای نشانه و «بان» به معنای تخته تشکیل شده است. در تولید ناب، کارتهای کانبان بهعنوان سیگنالهایی عمل میکردند که به ایستگاههای بالادستی اعلام میکردند چه مقدار و چه نوع قطعهای باید تولید شود، بدون آنکه انبارهای اضافی تشکیل شود. این رویکرد «کششی» در مقابل رویکرد «فشاری» سنتی قرار میگیرد؛ در سیستم فشاری، تولید بر اساس پیشبینی تقاضا انجام میشود، اما در سیستم کششی، تولید تنها زمانی آغاز میشود که تقاضای واقعی وجود داشته باشد.
دیوید جی. اندرسون در اوایل دهه ۲۰۰۰ این مفهوم را از کارخانه به دنیای نرمافزار و مدیریت کار دانشی منتقل کرد. او کانبان را بهعنوان روشی تکاملی معرفی کرد که برخلاف رویکردهای انقلابی، از وضعیت فعلی سازمان شروع میشود و تغییرات تدریجی را تشویق میکند. در کانبان مدرن، کارتها دیگر فیزیکی نیستند و میتوانند در تختههای دیجیتال جابهجا شوند، اما منطق اصلی همان است: بصریسازی کار، محدود کردن همزمانی و مدیریت جریان.
نقش کانبان در مدیریت زمان از آنجا ناشی میشود که این روش، چندوظیفگی را بهعنوان دشمن اصلی بهرهوری شناسایی میکند. تحقیقات نشان میدهد هر بار که فردی بین وظایف جابهجا میشود، بخشی از تمرکز و زمان خود را از دست میدهد. کانبان با محدود کردن تعداد کارهای در حال انجام، تیم را وادار میکند تا کارها را به اتمام برساند قبل از شروع کار جدید. این رویکرد اگرچه در ابتدا غیرشهودی به نظر میرسد، اما بهطور مداوم خروجی بیشتر و باکیفیتتری تولید میکند. برای تیمهایی که با مهلتهای فشرده و حجم بالای کار مواجه هستند، کانبان یک چارچوب عملی برای اولویتبندی و تمرکز فراهم میکند.
روش کانبان بر شش اصل بنیادین استوار است که آن را از سایر چارچوبهای مدیریتی متمایز میکند. اصل اول، شروع از وضعیت فعلی است؛ به این معنا که سازمان لازم نیست فرآیندهای موجود خود را کنار بگذارد یا ساختار تیم را از نو بسازد. کانبان بر بستر آنچه امروز وجود دارد سوار میشود و بهبود را از همان نقطه آغاز میکند. اصل دوم، توافق بر تغییر تدریجی و تکاملی است. برخلاف تحولات ناگهانی که اغلب با مقاومت شدید روبهرو میشوند، کانبان تغییرات کوچک و پیوسته را تشویق میکند که در طول زمان انباشته میشوند و نتایج پایدارتری به بار میآورند.
اصل سوم، احترام به نقشها، مسئولیتها و عناوین فعلی است. کانبان نقشهای جدیدی مانند اسکرام مستر یا مالک محصول تعریف نمیکند و به تیمها اجازه میدهد ساختار موجود خود را حفظ کنند. اصل چهارم، تشویق رهبری در همه سطوح سازمان است. در کانبان، رهبری محدود به مدیران نیست و هر عضوی از تیم میتواند با شناسایی گلوگاهها و پیشنهاد بهبود، نقش رهبری ایفا کند. اصل پنجم، خدمتمحوری است؛ رهبران کانبان بهجای کنترل و دستوردهی، خدمت به تیم را در اولویت قرار میدهند و موانع را از سر راه جریان کار برمیدارند. اصل ششم، بهبود مستمر و آزمایشگری است. تیمهای کانبان بهطور منظم فرآیندهای خود را بررسی میکنند و تغییرات کوچک را آزمایش میکنند تا ببینند چه چیزی بهتر کار میکند.
این اصول در کنار شش عملکرد اصلی کانبان قرار میگیرند: بصریسازی جریان کار، محدود کردن کار در جریان، مدیریت جریان، شفافسازی سیاستها، پیادهسازی حلقههای بازخورد و بهبود مشارکتی و آزمایش تکاملی. بصریسازی اولین و مهمترین گام است، زیرا بدون دیدن کار نمیتوان آن را مدیریت کرد. محدود کردن کار در جریان یا WIP، مکانیزم اصلی کانبان برای جلوگیری از انباشتگی و حفظ تمرکز است. مدیریت جریان شامل پایش مداوم حرکت کار از طریق مراحل مختلف و شناسایی گلوگاههاست. شفافسازی سیاستها به این معناست که قواعد ورود و خروج کار از هر ستون باید برای همه اعضای تیم روشن باشد. حلقههای بازخورد جلسات منظمی هستند که تیم را قادر به بررسی عملکرد و تنظیم مسیر میکنند. و بهبود مشارکتی، فرآیند آزمایش تغییرات و حفظ آنچه مؤثر واقع شده است را توصیف میکند.
تخته کانبان قلب تپنده این روش است و از اجزای مشخصی تشکیل شده که هر یک نقش مهمی در شفافیت و کارایی جریان کار ایفا میکنند. کارتها کوچکترین واحد تخته هستند و هر کارت نماینده یک آیتم کاری است. یک کارت خوب باید عنوان روشن، توضیح مختصر، مسئول انجام، مهلت و معیارهای پذیرش داشته باشد. کارتهایی که بیش از حد کلی هستند، مانند «کار وبسایت»، مدیریت را دشوار میکنند و باید به وظایف کوچکتر شکسته شوند. ستونها مراحل مختلف گردش کار را نشان میدهند. سادهترین تخته کانبان سه ستون دارد: «برای انجام»، «در حال انجام» و «انجام شده». با این حال، بسیاری از تیمها ستونهای بیشتری مانند «در انتظار تأیید»، «تست» یا «آماده انتشار» اضافه میکنند تا جریان کار واقعی خود را منعکس کنند.
محدودیتهای WIP در بالای هر ستون نوشته میشوند و مشخص میکنند که حداکثر چند آیتم کاری میتوانند همزمان در آن ستون باشند. تعیین WIP Limit یک فرآیند آزمایشی است و معمولاً توصیه میشود با عددی کمتر از آنچه شهود میگوید شروع کنید. اگر تیمی چهار نفر دارد، ممکن است WIP Limit ستون «در حال انجام» را روی سه یا چهار تنظیم کند. زمانی که تعداد کارتها به سقف محدودیت میرسد، اعضای تیم باید قبل از کشیدن کار جدید، ابتدا کارهای موجود را به اتمام برسانند. این مکانیزم ساده اما قدرتمند، جریان کار را هموار و قابل پیشبینی میکند.
سویملاینها لایههای افقی روی تخته هستند که برای تفکیک انواع مختلف کار، تیمها یا کلاسهای خدمت استفاده میشوند. بهعنوان مثال، یک سویملاین میتواند کارهای عادی و سویملاین دیگر کارهای فوری را نشان دهد. کلاسهای خدمت مشخص میکنند که هر نوع کار با چه سرعتی و با چه اولویتی پیش میرود. نشانگرهای مسدودشدن، مانند یک برچسب قرمز یا آیکون، بهسرعت نشان میدهند که یک کارت به دلیل وابستگی به عامل خارجی متوقف شده است. سیاستهای صریح نیز قواعد مکتوبی هستند که تعیین میکنند چه زمانی یک کارت واجد شرایط ورود به ستون بعدی است و چه کسی مسئول جابهجایی آن است.
کانبان بدون اندازهگیری، فقط یک تخته زیبا است. متریکهای کانبان به تیمها کمک میکنند تا بفهمند کار با چه سرعتی پیش میرود، کجا متوقف میشود و چه زمانی میتوان انتظار تحویل داشت. زمان تحویل یا Lead Time کل زمانی است که از لحظه ثبت درخواست تا تحویل نهایی طول میکشد. این متریک شامل زمان انتظار در صف نیز میشود و دیدی واقعبینانه از تجربه مشتری ارائه میدهد. زمان چرخه یا Cycle Time فقط زمانی است که صرف انجام واقعی کار میشود، از لحظه شروع تا اتمام. تفاوت بین این دو متریک نشان میدهد چه مقدار از زمان تیم صرف انتظار و صف میشود. توان عبور یا Throughput تعداد آیتمهایی است که در یک بازه زمانی مشخص تحویل داده میشوند.
کار در جریان یا WIP تعداد آیتمهایی است که همزمان در حال انجام هستند و یکی از مهمترین شاخصهای سلامت جریان کار محسوب میشود. قانون لیتل رابطه ریاضی بین این متریکها را بیان میکند: زمان تحویل برابر است با WIP تقسیم بر توان عبور. به زبان ساده، اگر تعداد کارهای در حال انجام افزایش یابد بدون آنکه توان عبور بالا برود، زمان تحویل بهطور خودکار طولانیتر میشود. این قانون به تیمها کمک میکند درک کنند که چرا محدود کردن WIP مستقیماً به تحویل سریعتر منجر میشود. بهرهوری جریان یا Flow Efficiency نسبت زمان کار فعال به کل زمان سپریشده است. بسیاری از تیمها با بهرهوری جریان تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد کار میکنند، به این معنا که ۸۰ تا ۹۰ درصد زمان صرف انتظار میشود. نمودار جریان تجمعی یا CFD تصویری است که انباشتگی کار در هر مرحله را در طول زمان نشان میدهد و به شناسایی گلوگاهها کمک میکند. نمودار کنترل نیز تغییرات زمان چرخه را در طول زمان رصد میکند و به تیم اجازه میدهد نوسانات غیرعادی را تشخیص دهد.
کانبان برخلاف اسکرام، جلسات اجباری و آیینی زیادی ندارد، اما مجموعهای از کادنسها یا ریتمهای منظم را توصیه میکند که به تیم کمک میکنند جریان کار را پایش و تنظیم کند. جلسه روزانه کانبان که معمولاً ۱۰ تا ۱۵ دقیقه طول میکشد، مشابه جلسه روزانه اسکرام است اما تمرکز آن بر جریان کارتها از راست به چپ است، نه بر آنچه هر فرد دیروز انجام داده یا امروز انجام خواهد داد. هدف این جلسه شناسایی موانع و اطمینان از حرکت روان کار است. جلسه تأمین یا Replenishment زمانی برگزار میشود که تیم تصمیم میگیرد چه کارهایی از بکلاگ به تخته کشیده شوند. این جلسه معمولاً هفتگی یا دوهفتهای است و به تیم اجازه میدهد ظرفیت واقعی خود را در نظر بگیرد.
جلسه برنامهریزی تحویل یا Delivery Planning بر تحویل آیتمهای نزدیک به اتمام تمرکز دارد و اطمینان میدهد که کارها با کیفیت مناسب به دست ذینفعان میرسند. بازبینی سرویس یا Service Review جلسهای است که در آن تیم و ذینفعان درباره عملکرد سرویس، بازخورد مشتری و فرصتهای بهبود گفتگو میکنند. بازنگری عملیات یا Operations Review دیدی گستردهتر از جریان کار در سطح سازمان ارائه میدهد و به هماهنگی بین تیمهای مختلف کمک میکند. بازنگری ریسک یا Risk Review بهطور منظم ریسکهای مرتبط با جریان کار، وابستگیها و عوامل خارجی را بررسی میکند. بازنگری استراتژی یا Strategy Review جلسهای در سطح مدیریت ارشد است که اطمینان میدهد جریان کار با اهداف استراتژیک سازمان همراستاست. در نهایت، بازنگری و بهبود یا Retrospective به تیم اجازه میدهد فرآیندهای خود را بررسی و آزمایشهای بهبود را طراحی کند.
یکی از تفاوتهای اساسی کانبان با اسکرام این است که کانبان نقشهای سازمانی جدیدی تعریف نمیکند. در اسکرام، نقشهایی مانند اسکرام مستر، مالک محصول و تیم توسعه وجود دارند که هر یک مسئولیتهای مشخصی دارند. در کانبان، تیم با همان ساختار موجود خود کار میکند و نقشها بر اساس نیاز جریان کار شکل میگیرند، نه بر اساس چارچوب. با این حال، در پیادهسازیهای بالغتر کانبان، نقشهایی مانند مدیر تحویل سرویس، مدیر درخواست سرویس و مربی کانبان ظهور کردهاند. مدیر تحویل سرویس مسئول اطمینان از جریان روان کار و رفع موانع است. مدیر درخواست سرویس با ذینفعان و مشتریان ارتباط برقرار میکند و اولویتها را مدیریت میکند. مربی کانبان به تیمها کمک میکند اصول و عملکردهای کانبان را درک و پیادهسازی کنند.
مقایسه کانبان و اسکرام یکی از بحثهای رایج در جامعه چابک است. اسکرام بر دورههای زمانی ثابت به نام اسپرینت تمرکز دارد و تغییرات را تنها در پایان هر اسپرینت میپذیرد. کانبان جریان پیوسته دارد و تغییرات را در هر زمان ممکن میکند. اسکرام ساختار و پیشبینیپذیری بیشتری برای پروژههایی با اهداف پایدار فراهم میکند، در حالی که کانبان انعطافپذیری بیشتری برای کارهای غیرقابل پیشبینی یا پروژههایی با اولویتهای متغیر دارد. در سالهای اخیر، رویکرد ترکیبی به نام اسکرامبان ظهور کرده که عناصر هر دو روش را ترکیب میکند. برخی سازمانها کار خود را با اسکرام شروع میکنند و سپس به تدریج به سمت کانبان حرکت میکنند تا از مزایای جریان پیوسته بهرهمند شوند.
کانبان در طول دو دهه گذشته از یک تخته ساده به مجموعهای از مدلها و چارچوبهای بالغ تکامل یافته است. مدل بلوغ کانبان یا KMM چارچوبی است که به سازمانها کمک میکند سطح بلوغ فعلی خود را ارزیابی کنند و مسیر بهبود را بشناسند. این مدل شش سطح بلوغ را تعریف میکند که از تختههای ابتدایی تا سازمانهای کاملاً چابک و دادهمحور را در بر میگیرد. STATIK یک رویکرد سیستماتیک برای طراحی سیستم کانبان است که از درک جریان ارزش فعلی شروع میشود و به طراحی تخته، تعیین محدودیتها و تعریف سیاستها میرسد. کانبان بالادستی یا Upstream Kanban بر مدیریت کارهایی تمرکز دارد که هنوز وارد جریان اصلی نشدهاند و به سازمانها کمک میکند تقاضاهای بالقوه را قبل از تعهد به انجام، ارزیابی کنند.
سطوح پرواز یا Flight Levels یک رویکرد مقیاسدهی کانبان است که جریان کار را در سه سطح سازمانی بررسی میکند: سطح استراتژیک، سطح هماهنگی و سطح عملیاتی. این چارچوب به سازمانهای بزرگ کمک میکند تا اطمینان حاصل کنند جریان کار تیمهای مختلف با اهداف استراتژیک همراستاست و وابستگیهای بین تیمی بهدرستی مدیریت میشوند. برنامهریزی خدمات سازمانی یا Enterprise Services Planning نیز چارچوبی برای هماهنگی جریان کار در مقیاس سازمانی است که پیشبینی تقاضا، مدیریت ظرفیت و برنامهریزی استراتژیک را ترکیب میکند. این مدلها نشان میدهند که کانبان فقط یک ابزار برای تیمهای کوچک نیست و میتواند در مقیاس سازمانی نیز بهکار گرفته شود.
کانبان شخصی نسخهای از این روش است که برای مدیریت وظایف و زمان در سطح فردی طراحی شده است. جیم بنسون و تونیان دیماریا بری در کتاب «کانبان شخصی: نقشهبرداری از کار، ناوبری در زندگی» این رویکرد را معرفی کردند. کانبان شخصی بر دو قاعده ساده استوار است: کار خود را بصری کنید و کار در جریان خود را محدود کنید. همه چیزهای دیگر اختیاری هستند. یک تخته کانبان شخصی حداقلی سه ستون دارد: بکلاگ یا کارهایی که ممکن است انجام دهید، در حال انجام یا کارهایی که همین حالا روی آنها کار میکنید، و انجام شده یا کارهایی که به اتمام رساندهاید. محدودیت WIP در ستون «در حال انجام» معمولاً بین دو تا سه است.
تفاوت اصلی کانبان شخصی با فهرستهای ساده کار در این است که فهرست کار تمام وظایف را یکسان میبیند و هیچ راهی برای دیدن اینکه چند کار همزمان در حال انجام است یا کدام کارها مسدود شدهاند، ارائه نمیدهد. کانبان شخصی این مشکل را با تفکیک کارها بر اساس وضعیت حل میکند. زمانی که فرد میبیند دوازده کار در ستون «در حال انجام» دارد، این بصریسازی خودبهخود او را به تصمیمگیری و اولویتبندی وادار میکند. دیدن ستون «انجام شده» نیز انگیزهبخش است، زیرا خروجی واقعی هفته را نشان میدهد، نه فقط کارهای باقیمانده. کانبان شخصی برای فریلنسرها، دانشجویان، کارآفرینان و هر کسی که با حجم بالای وظایف متفرقه دستوپنجه نرم میکند، ابزاری مؤثر برای کاهش اضطراب و افزایش تمرکز است.
پیادهسازی موفق کانبان در سازمان نیازمند رویکردی تدریجی و مشارکتی است. گام اول، درک جریان کار فعلی است. تیم باید مراحل واقعی که کار از لحظه درخواست تا تحویل طی میکند را ترسیم کند، نه آنچه در دستورالعملها نوشته شده است. گام دوم، طراحی تختهای است که این جریان را منعکس کند. ستونها باید مراحل واقعی کار را نشان دهند و نه مراحل آرمانی. گام سوم، تعیین محدودیتهای WIP اولیه است. این محدودیتها باید بهعنوان فرضیه در نظر گرفته شوند، نه قانون مقدس. تیم باید آنها را آزمایش کند و در صورت نیاز تنظیم کند. گام چهارم، نوشتن سیاستهای صریح برای هر ستون است: چه زمانی یک کارت میتواند وارد ستون شود، چه کسی مسئول جابهجایی آن است و چه معیارهایی برای خروج از ستون وجود دارد.
اشتباهات رایج در پیادهسازی کانبان شامل استفاده از تخته بهعنوان یک فهرست کار ساده است. اگر تخته فقط وظایف را نشان دهد بدون آنکه محدودیت WIP داشته باشد یا سیاستهای صریح تعریف شده باشد، در واقع کانبان پیادهسازی نشده است. اشتباه دیگر، نادیده گرفتن متریکها و تصمیمگیری بر اساس حس و شهود است. بدون دادههای زمان چرخه، توان عبور و بهرهوری جریان، تیم نمیتواند بهبود را اندازه بگیرد. اشتباه سوم، استفاده از تخته بهعنوان یک شیء ثابت و تغییرناپذیر است. کانبان یک سیستم زنده است و تخته باید با تکامل تیم و فرآیندها تغییر کند. اشتباه چهارم، تمرکز بر افراد بهجای جریان کار است. کانبان درباره بهرهوری تیم است، نه ارزیابی عملکرد فردی. اشتباه پنجم، برگزاری جلسات زیاد و بیهدف است که کانبان را به آیینی خستهکننده تبدیل میکند. در نهایت، کپی کردن تخته تیم دیگران بدون تطبیق با جریان کار خود تیم، یکی از رایجترین اشتباهات است.
کانبان امروزه فراتر از تیمهای نرمافزاری رفته و در حوزههای متعددی بهکار گرفته میشود. کانبان بازاریابی به تیمهای بازاریابی کمک میکند کمپینها، محتوا و وظایف خلاقانه را مدیریت کنند. کانبان فروش جریان سرنخها و فرصتهای فروش را از مرحله اولیه تا بستن معامله بصری میکند. کانبان منابع انسانی برای مدیریت فرآیندهای استخدام، آموزش و ارزیابی عملکرد استفاده میشود. کانبان پشتیبانی و عملیات به تیمهای پشتیبانی کمک میکند تیکتها و درخواستها را با اولویتبندی مناسب مدیریت کنند. کانبان نمونهسازی محصول برای مدیریت جریان کار در فرآیندهای تولید و نمونهسازی بهکار میرود. حتی در پروژههای ساختوساز و مهندسی نیز کانبان برای هماهنگی جریان کار بین تیمهای مختلف استفاده میشود. این گستردگی کاربرد نشان میدهد که کانبان یک روش انعطافپذیر است که محدود به صنعت خاصی نیست.
ابزارهای دیجیتال متعددی برای پیادهسازی کانبان در دسترس هستند. Jira یکی از محبوبترین ابزارها در تیمهای نرمافزاری است که تختههای کانبان قدرتمندی ارائه میدهد. Trello با رابط ساده و بصری خود برای تیمهای کوچک و پروژههای شخصی مناسب است. Azure DevOps تختههای کانبان را با یکپارچگی عمیق در چرخه توسعه نرمافزار ارائه میدهد. ClickUp، Asana و Monday.com نیز تختههای کانبان را با قابلیتهای مدیریت پروژه ترکیب میکنند. Kanboard و Wekan ابزارهای متنباز و رایگانی هستند که برای تیمهایی که بهدنبال کنترل کامل بر دادههای خود هستند، گزینههای مناسبی محسوب میشوند. انتخاب ابزار مناسب به اندازه تیم، پیچیدگی پروژه و نیازهای یکپارچگی بستگی دارد. برای شروع، حتی یک تخته فیزیکی با کارتهای کاغذی میتواند بهخوبی کار کند و بسیاری از تیمها ترجیح میدهند ابتدا اصول را با تخته فیزیکی درک کنند و سپس به ابزار دیجیتال مهاجرت کنند.
کانبان بهعنوان یک روش مدیریت جریان کار، ترکیبی از سادگی و عمق را ارائه میدهد. سادگی آن در تختههای بصری و قواعد روشن است و عمق آن در متریکهای جریان، مدلهای بلوغ و توانایی مقیاسدهی در سازمانهای بزرگ. برای تیمهایی که بهدنبال انعطافپذیری، شفافیت و بهبود مستمر هستند، کانبان یک انتخاب استراتژیک است که میتواند از یک تخته ساده شروع شود و به یک سیستم مدیریت جریان کار بالغ در سطح سازمانی تکامل یابد. موفقیت در کانبان نه به ابزار پیچیده، بلکه به تعهد به اصول آن، اندازهگیری مداوم و تمایل به آزمایش و یادگیری بستگی دارد.