گذار انرژی چین؛ الگویی برای کشورهای در حال توسعه یا مسیری منحصر‌به‌فرد؟

گذار انرژی چین با وجود تناقض‌های ظاهری – از جمله کاهش ۵۰ درصدی شدت انتشار همزمان با افزایش انتشار مطلق – دستاوردهای بی‌نظیری در زمینه توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر داشته است. پنج محرک اصلی موفقیت این کشور شامل رقابت شدید بازار، نوآوری و تجاری‌سازی، تسریع در تحویل پروژه‌ها، حمایت مالی راهبردی و پیش‌بینی‌پذیری بلندمدت سیاست‌ها هستند که بسیاری از آنها به سایر اقتصادها قابل‌انتقال می‌باشند. رویکرد دوگانه چین در تأمین امنیت انرژی از طریق زغال‌سنگ و همزمان سرمایه‌گذاری عظیم در انرژی‌های پاک، الگویی عملی برای کشورهای در حال توسعه ارائه می‌دهد. کاهش چشمگیر هزینه‌های جهانی فناوری‌های پاک به واسطه تولید انبوه و نوآوری چینی، امکان گذار انرژی را برای کشورهای فقیرتر فراهم کرده است. با وجود چالش‌های جدی از جمله وابستگی به زغال‌سنگ و رشد سریع تقاضای برق، چشمانداز آینده چین حاکی از تداوم و شتاب گرفتن این گذار در سال‌های آینده است.

گذار انرژی چین به یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد بحث در محافل سیاست‌گذاری و کسب‌وکار جهانی تبدیل شده است و پرسش اصلی این است که جهان چه درس‌هایی می‌تواند از تجربه این کشور بیاموزد. چین در دو دهه گذشته موفق شده است شدت انتشار کربن خود را ۵۰ درصد کاهش دهد، در حالی که همزمان به رشد اقتصادی چشمگیر خود ادامه داده است. این دستاورد متناقض‌نما، توجه بی‌سابقه‌ای را از سوی سیاست‌گذاران و رهبران کسب‌وکار در سراسر جهان به خود جلب کرده است. هیچ کشور دیگری به اندازه چین ظرفیت تولید انرژی تجدیدپذیر را گسترش نداده، به اندازه آن در زنجیره‌های تأمین گذار انرژی سرمایه‌گذاری نکرده، و نقشی به این اندازه در کاهش هزینه‌های جهانی فناوری‌های کم‌کربن ایفا نکرده است. با توجه به سرعت خیره‌کننده گذار انرژی در چین، درس‌های فراوانی برای سایر کشورها در این تجربه نهفته است.

با این حال، ارزیابی‌های مربوط به گذار انرژی چین اغلب دوقطبی است و یا بر دستاوردهای خارق‌العاده آن تأکید می‌کند و یا بر کاستی‌هایش. این دوقطبی‌گرایی چندان هم بی‌نشانه نیست، زیرا داده‌های موجود تصویری پیچیده و دوگانه را نشان می‌دهند: چین در دو دهه گذشته شدت انتشار را ۵۰ درصد کاهش داده، با این حال به دلیل رشد سریع اقتصادی، اکنون حدود ۳۰ درصد از انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای را به خود اختصاص داده است. چین در پنج سال گذشته بیش از ۱۳۰۰ گیگاوات ظرفیت انرژی تجدیدپذیر نصب کرده، اما زغال‌سنگ حرارتی هنوز بیش از نیمی از تأمین انرژی این کشور را تشکیل می‌دهد. درک این تناقض‌های ظاهری برای شناسایی جنبه‌هایی از گذار انرژی چین که می‌تواند برای سایر کشورها درس‌آموز باشد، ضروری است.

پنج محرک اصلی موفقیت چین در گذار انرژی از نگاه BCG

گزارش موسسه مشاوره بوستون (BCG) با عنوان «جهان چه می‌تواند از گذار انرژی چین بیاموزد» که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، با نگاهی تجربی به ابعاد مختلف پایداری، امنیت انرژی، مقرون‌به‌صرفه‌بودن و پیامدهای اقتصادی گسترده‌تر، به شناسایی پنج محرک اصلی موفقیت چین در این مسیر پرداخته است. این پنج محرک عبارتند از: رقابت شدید بازار، نوآوری و تجاری‌سازی قوی، تسریع در تحویل پروژه‌ها، حمایت مالی راهبردی، و پیش‌بینی‌پذیری بلندمدت سیاست‌ها. آنچه این تحلیل را برای سایر کشورها ارزشمند می‌سازد، این است که بسیاری از این اهرم‌ها در اختیار دولت‌های سراسر جهان نیز قرار دارند.

رقابت شدید بازار در چین، فشار مستمری بر تولیدکنندگان ایجاد کرده تا به طور مداوم کیفیت را افزایش و هزینه‌ها را کاهش دهند. این رقابت نه تنها در داخل چین، بلکه در سطح جهانی نیز تأثیرگذار بوده و به کاهش چشمگیر قیمت‌های فناوری‌های پاک منجر شده است. نوآوری و تجاری‌سازی سریع نیز از دیگر ارکان موفقیت چین محسوب می‌شود، به گونه‌ای که سهم این کشور در ثبت اختراعات جهانی در حوزه فناوری‌های پاک، از ۵ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۷۵ درصد در سال ۲۰۲۲ رسیده است. تسریع در تحویل پروژه‌ها نیز با حذف موانع بوروکراتیک و ایجاد فرآیندهای شفاف و سریع، امکان اجرای طرح‌های عظیم انرژی را در کوتاه‌ترین زمان ممکن فراهم کرده است. حمایت مالی راهبردی دولت چین نیز با اختصاص بودجه‌های کلان به بخش انرژی پاک، زمینه را برای رشد و توسعه این صنعت فراهم آورده است. در سال ۲۰۲۴، چین ۶۵۹ میلیارد دلار در فناوری‌های پاک سرمایه‌گذاری کرده که بیش از مجموع سرمایه‌گذاری آمریکا و اتحادیه اروپا بوده است.

پیش‌بینی‌پذیری بلندمدت سیاست‌ها، شاید مهم‌ترین درس برای سایر کشورها باشد. چین با تدوین برنامه‌های پنج ساله و چشم‌اندازهای بلندمدت، بستری پایدار برای سرمایه‌گذاری و نوآوری فراهم کرده است. همان‌طور که یکی از مدیران ارشد BCG اشاره کرده، جهان با یک مسیر واحد برای گذار انرژی مواجه نیست، بلکه «گذارهای متعددی» وجود دارند که بر اساس اولویت‌های ملی، تقاضای رو به رشد برق، و تأکید مجدد بر امنیت انرژی و بازدهی شکل می‌گیرند. چین و هند دو نمونه بارز از کشورهایی هستند که اهمیت مقیاس، اجرا و سرمایه‌گذاری منضبط را در این مسیر به خوبی نشان داده‌اند.

دستاوردهای کم‌نظیر چین در حوزه انرژی تجدیدپذیر

دستاوردهای چین در حوزه انرژی تجدیدپذیر در سطح جهانی بی‌نظیر است و این کشور را به رهبری مسلم این عرصه تبدیل کرده است. در سال ۲۰۲۵، ظرفیت نصب‌شده انرژی خورشیدی و بادی در چین به حدود ۱۴۰۰ گیگاوات رسید که در مقایسه با ۳۲۹ گیگاوات در ایالات متحده، نشان‌دهنده فاصله قابل‌توجهی است. در پنج سال گذشته، چین بیش از ۱۳۰۰ گیگاوات ظرفیت انرژی تجدیدپذیر نصب کرده است که رکوردی بی‌سابقه در تاریخ انرژی جهان محسوب می‌شود. در سال ۲۰۲۵ به تنهایی، چین ۴۳۰ گیگاوات ظرفیت جدید بادی و خورشیدی نصب کرد. تا پایان سال ۲۰۲۵، ظرفیت تجدیدپذیر累计 چین به ۲۳.۴ میلیارد کیلووات رسید که حدود ۶۰ درصد از کل ظرفیت نصب‌شده تولید برق کشور را تشکیل می‌دهد.

نکته قابل‌توجه این است که در سال ۲۰۲۵، انرژی‌های تجدیدپذیر برای نخستین بار از برق حرارتی به عنوان منبع اصلی تأمین برق چین پیشی گرفتند. سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در تأمین برق مصرفی کل جامعه به ۳۸ درصد رسید. این دستاوردها در حالی حاصل شده که چین همزمان به بزرگترین تولیدکننده خودروهای الکتریکی جهان تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۵، تولید و فروش خودروهای جدید انرژی در چین از ۱۶ میلیون دستگاه فراتر رفت و برای یازدهمین سال متوالی در جایگاه اول جهانی قرار گرفت. بیش از ۵۰ درصد از خودروهای جدید فروخته‌شده در بازار داخلی چین، خودروهای الکتریکی بودند. همچنین چین ۷۰ درصد از تجهیزات بادی و ۸۰ درصد از تجهیزات خورشیدی جهان را تأمین می‌کند.

چین در حوزه کاهش هزینه‌های فناوری‌های پاک نیز نقشی تعیین‌کننده ایفا کرده است. این کشور با تکیه بر مزیت‌های زنجیره تأمین کامل در زمینه پنل‌های خورشیدی، توربین‌های بادی، باتری‌های لیتیوم‌یونی و خودروهای الکتریکی، هزینه‌های جهانی انرژی‌های تجدیدپذیر را به طور قابل‌توجهی کاهش داده است. بر اساس گزارش‌ها، چین باعث شده است هزینه تولید برق خورشیدی و بادی در سطح جهانی به ترتیب بیش از ۶۰ و ۸۰ درصد کاهش یابد. در دهه گذشته، هزینه تولید برق خورشیدی فتوولتائیک بیش از ۹۰ درصد و هزینه سیستم‌های ذخیره‌سازی باتری بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته است. محصولات انرژی پاک چین به بیش از ۲۰۰ کشور و منطقه جهان صادر می‌شود و «صادرات جدید سه‌گانه» شامل خودروهای الکتریکی، پنل‌های خورشیدی و باتری‌های لیتیوم‌یونی، در پنج سال اخیر ۳.۵ برابر افزایش یافته و به نزدیک ۱.۳ تریلیون یوان رسیده است.

راهبرد دوگانه چین: امنیت انرژی در کنار گذار سبز

یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که جهان می‌تواند از چین بیاموزد، رویکرد دوگانه و متوازن این کشور در قبال امنیت انرژی و گذار به انرژی‌های پاک است. چین برخلاف بسیاری از کشورهای غربی که میان تأمین انرژی و کاهش انتشار کربن یکی را انتخاب کرده‌اند، مسیری را در پیش گرفته که در آن هر دو هدف به طور همزمان دنبال می‌شود. از یک سو، چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، به شدت به امنیت تأمین انرژی حساس است و از ذخایر عظیم زغال‌سنگ خود برای تضمین پایداری شبکه برق استفاده می‌کند. از سوی دیگر، این کشور با سرعتی بی‌سابقه در حال توسعه ظرفیت‌های خورشیدی، بادی، هسته‌ای و زیرساخت‌های ذخیره‌سازی انرژی است.

این «پیش‌راندگی دوگانه» – همان‌طور که برخی تحلیلگران آن را نامیده‌اند – یک راهبرد فعال و آگاهانه است که در پس آن توانایی بالای برنامه‌ریزی و هماهنگی ملی قرار دارد. چین در حال ایجاد «مکانیسم توسعه‌ای است که در آن رشد سبز محرک اصلی توسعه محسوب می‌شود»؛ به این معنا که ضمن تأمین امنیت از طریق انرژی‌های سنتی، به طور جدی به توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر راهبردی می‌پردازد و از این طریق نیروی تولیدی جدید را پرورش می‌دهد. تمرکز توسعه انرژی چین از صرفاً گسترش مقیاس، به سمت ارتقای توانایی فناوری بومی، افزایش تاب‌آوری سیستم و انجام اصلاحات ساختاری در صنعت برق تغییر یافته است.

شبکه‌های انتقال فوق‌فشار چین (Ultra-High Voltage) نمونه بارز این رویکرد یکپارچه است. چین با احداث ۴۳ پروژه انتقال فوق‌فشار در طول ۲۰ سال، ظرفیت انتقال برق بین استانی و بین منطقه‌ای را به بیش از ۳۸۰ میلیون کیلووات رسانده است. این شبکه عظیم، امکان انتقال انرژی پاک تولیدشده در مناطق غربی را به مراکز مصرف در شرق کشور فراهم می‌کند و مشکل فاصله جغرافیایی میان منابع انرژی تجدیدپذیر و مناطق پرمصرف را حل می‌کند. در برنامه «پانزدهمین برنامه پنج ساله» (۲۰۲۶-۲۰۳۰)، چین به طور رسمی هدف «ساخت یک کشور قدرتمند در حوزه انرژی» را در دستور کار قرار داده و بر ساخت «سیستم جدید انرژی» تأکید کرده است.

گذار از کنترل «شدت مصرف انرژی» به کنترل «شدت انتشار کربن»، یکی دیگر از ابتکارات مهم چین در این دوره است. این تغییر به این معناست که ملاک ارزیابی پروژه‌ها و عملکرد مناطق، دیگر حجم مطلق مصرف انرژی نیست، بلکه میزان واقعی انتشار گازهای گلخانه‌ای است. این رویکرد، فضای انعطاف‌پذیری لازم را برای توسعه گسترده انرژی‌های تجدیدپذیر فراهم می‌کند و به انرژی‌های پاک اجازه می‌دهد بدون محدودیت‌های ناشی از سقف مصرف انرژی، به رشد خود ادامه دهند.

قابل‌انتقال‌بودن درس‌های چین به سایر اقتصادها

پرسش کلیدی که پس از بررسی دستاوردهای چین مطرح می‌شود، این است که آیا سایر کشورها – به ویژه اقتصادهای بازار – می‌توانند از این تجربه بیاموزند و آن را در شرایط خود پیاده کنند؟ پاسخ BCG به این پرسش مثبت است: «بسیاری از این اهرم‌ها برای اقتصادهای بازار قابل‌انتقال هستند.» دولت‌های دیگر نیز می‌توانند با ایجاد چارچوب‌های سیاستی بادوام که جهت‌گیری راهبردی را فراتر از چرخه‌های انتخاباتی تضمین می‌کند، و با استفاده از سیاست‌های عمومی و تأمین مالی برای کاهش هزینه‌های سرمایه‌گذاری زیرساختی، مسیر مشابهی را دنبال کنند.

البته اقتصادهای بازار باید از نهادها و فرآیندهای متفاوتی استفاده کنند، اما بسیاری از ابزارهای سیاستی مشابه در اختیار آنهاست. چالش اصلی برای دولت‌ها، ایجاد چارچوب‌های سیاستی بادوامی است که جهت‌گیری راهبردی را فراتر از چرخه‌های انتخاباتی تضمین کند. تجربه چین نشان می‌دهد که پیش‌بینی‌پذیری بلندمدت سیاست‌ها، نقشی تعیین‌کننده در جذب سرمایه‌گذاری و کاهش ریسک پروژه‌های بزرگ انرژی ایفا می‌کند. کشورهای در حال توسعه به ویژه می‌توانند از این درس بهره‌مند شوند، زیرا با چالش‌های مشابهی در زمینه تأمین مالی، توسعه زیرساخت‌ها و ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی و پایداری زیست‌محیطی مواجه هستند.

چین با کاهش هزینه‌های فناوری‌های پاک، عملاً امکان گذار انرژی را برای بسیاری از کشورهای فقیرتر فراهم کرده است. پیش از این، کشورهای در حال توسعه به واردات نفت و گاز گران‌قیمت وابسته بودند که نه تنها بار مالی سنگینی بر دوش آنها می‌گذاشت، بلکه آنها را به چند کشور بزرگ تأمین‌کننده انرژی وابسته می‌کرد. امروز، هزینه تولید برق خورشیدی و بادی به حدی کاهش یافته که حتی برای فقیرترین کشورها نیز مقرون‌به‌صرفه است و این کشورها می‌توانند گام‌های نخستین خود را در مسیر گذار انرژی با هزینه‌ای بسیار پایین‌تر از گذشته بردارند.

نکته حائز اهمیت دیگر، رویکرد چین در همکاری‌های بین‌المللی است. برخلاف برخی کشورهای غربی که صرفاً به فروش فناوری اکتفا می‌کنند و از انتقال دانش تولید خودداری می‌نمایند، چین در چارچوب ابتکار «یک کمربند – یک جاده» به احداث نیروگاه‌های خورشیدی، زنجیره‌های تولید خودروهای الکتریکی و توسعه زیرساخت‌های انرژی در آفریقا، جنوب شرق آسیا و آمریکای لاتین می‌پردازد و به کشورهای میزبان در ایجاد توانایی‌های بومی و پایدار کمک می‌کند. این مدل همکاری، برای کشورهای در حال توسعه جذاب‌تر است، زیرا نه تنها منابع مالی و فناوری، بلکه زمینه‌سازی برای توسعه مستقل و پایدار را نیز فراهم می‌آورد.

چالش‌ها و تناقض‌های گذار انرژی چین

گذار انرژی چین با وجود دستاوردهای چشمگیر، با چالش‌ها و تناقض‌های جدی نیز روبه‌رو است که شناسایی آنها برای درک کامل این تجربه ضروری است. بزرگترین تناقض، ادامه وابستگی شدید چین به زغال‌سنگ است. با وجود نصب بیش از ۱۳۰۰ گیگاوات ظرفیت تجدیدپذیر در پنج سال گذشته، زغال‌سنگ حرارتی هنوز بیش از نیمی از تأمین انرژی این کشور را تشکیل می‌دهد. انتشار مطلق گازهای گلخانه‌ای چین همچنان در حال افزایش است و این کشور اکنون حدود ۳۰ درصد از انتشار جهانی را به خود اختصاص داده است. بخشی از این افزایش به دلیل انتقال تولیدات کارخانه‌ای از اقتصادهای توسعه‌یافته به چین است، به طوری که انتشار کربن عملاً در محصولاتی که در جای دیگر مصرف می‌شوند، نهفته است.

چالش دیگر، نیاز روزافزون چین به برق است. در هند و چین، صنعتی‌شدن، نیازهای سرمایشی و رشد جمعیت، باعث افزایش ۳۰ تا ۵۰ درصدی تقاضای ملی برق تا پایان دهه جاری خواهد شد. این رشد بی‌سابقه تقاضا، فشار مضاعفی را بر سیستم انرژی چین وارد می‌کند و تأمین همزمان امنیت انرژی و کاهش انتشار را دشوارتر می‌سازد. کمبود همزمان انرژی (برق و گاز) در کنار سایر مشکلات زیرساختی، تولید را با چالش مواجه کرده و هزینه‌های تمام‌شده را افزایش داده است. با این حال، چین نشان داده که با برنامه‌ریزی دقیق و سرمایه‌گذاری هدفمند، می‌تواند این چالش‌ها را مدیریت کند و به مسیر خود ادامه دهد.

نکته مهم دیگر، موضوع عدالت در گذار انرژی است. گذار انرژی عادلانه، مسیری است که می‌تواند فرصت‌های قابل‌توجهی را برای توسعه فراگیر در بازارهای نوظهور باز کند و در صورت اجرای موفق، می‌تواند شغل‌های سبز جدید ایجاد کند و کیفیت زندگی را از طریق هوای پاک‌تر و کاهش خطرات بهداشتی بهبود بخشد، در حالی که اطمینان حاصل می‌کند هیچ کس از قلم نیفتد. چین نیز با این چالش مواجه است که چگونه اطمینان حاصل کند منافع گذار انرژی به طور عادلانه در میان مناطق و اقشار مختلف جامعه توزیع می‌شود.

چشم‌انداز و آینده گذار انرژی چین

چشم‌انداز آینده گذار انرژی چین، حاکی از تداوم و حتی شتاب گرفتن این روند در سال‌های آینده است. بر اساس برنامه «پانزدهمین برنامه پنج ساله»، چین قصد دارد «نظام جدید انرژی» را به طور کامل ایجاد کند و سهم تأمین انرژی تجدیدپذیر را به طور مستمر افزایش دهد. جایگزینی ایمن، قابل‌اطمینان و منظم سوخت‌های فسیلی، و ساخت «سیستم جدید برق» از اولویت‌های اصلی این برنامه است. همچنین چین برای نخستین بار هدف کاهش مطلق انتشار گازهای گلخانه‌ای را در کل اقتصاد و برای تمام گازهای گلخانه‌ای اعلام کرده که کاهشی قابل‌توجه‌تر از تعهدات同期 کشورهای اروپایی و آمریکایی است.

سرمایه‌گذاری چین در انرژی پاک همچنان در حال افزایش است. تنها در سال ۲۰۲۴، سرمایه‌گذاری چین در انرژی پاک به ۶۲۵ میلیارد دلار رسید که حدود یک‌سوم کل سرمایه‌گذاری جهانی در این بخش را تشکیل می‌داد. این روند سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۲۵ نیز ادامه یافت و در سه‌ماهه نخست سال، ظرفیت جدید انرژی تجدیدپذیر نصب‌شده در چین ۴۷.۷ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت و حدود ۸۴.۴ درصد از کل ظرفیت جدید نصب‌شده را به خود اختصاص داد. کل سرمایه‌گذاری در پروژه‌های کلیدی انرژی در سال ۲۰۲۵ به ۳.۵۴ تریلیون یوان رسید که ۱۱ درصد رشد سالانه را نشان می‌دهد.

چین در حال تبدیل شدن به اولین «کشور الکتریکی» مهم جهان است. این تحول نه تنها ساختار انرژی این کشور را عمیقاً متحول کرده، بلکه نیروی محرکه سبزی را برای گذار انرژی جهانی فراهم کرده و به نیروی مهمی در ساخت انرژی پاک جهانی تبدیل شده است. همان‌طور که مجله علمی معتبر «ساینس» در پایان سال ۲۰۲۵ اعلام کرد، «چین پیشرو در افزایش جهانی انرژی تجدیدپذیر» است و این دستاورد را به عنوان «پیشرفت سال» معرفی نمود. این مجله معتقد است که چین نیروی کلیدی در پیشبرد توسعه جهانی انرژی تجدیدپذیر است.

تجربه چین به روشنی نشان می‌دهد که یک کشور با سطح نسبتاً بالای توسعه صنعتی، کاملاً قادر به تحقق گذار انرژی است، مشروط بر اینکه دولت بتواند سیاست‌های خود را به شکلی منطقی و منسجم تدوین و اجرا کند. چین نه تنها آینده انرژی خود را دگرگون کرده، بلکه در حال تغییر شکل چشم‌انداز انرژی جهانی و رهبری انقلاب انرژی پاک در سطح جهان است. با کاهش هزینه‌های تجهیزات اصلی انرژی پاک، چین فرصت‌های بیشتری را برای سایر کشورها در مسیر گذار انرژی فراهم کرده است. این موضوع به ویژه برای کشورهای جنوب جهانی اهمیت دارد، زیرا برق پاک و مقرون‌به‌صرفه، زیربنای بهبود خدمات درمانی، آموزش و کاهش فقر است.